روزي در دادگاه خانواده مردي را ديدند كه مصمم ميخواست همسرش را طلاق دهد.

از او علتش را پرسيدند؛

جواب داد: «زن من همسر بسيار خوب و فداكاري است. من قبل از ازدواج انسان بسيار پست و بيسوادي بودم و هيچ كس مرا به عنوان يك انسان متشخص نمي پذيرفت. اما زن فداكارم مرا راهنمايي كرد. باكمك او درس خواندم و ليسانس هم گرفتم، آداب رفت و آمد و برخورد هاي اجتماعي و حرف زدن را به من آموخت. خلاصه خيلي مرا كمك كرد.»

همه حاضرين كه متعجب شده بودند از او پرسيدند: «اگر همسرت انقدر كه ميگويي خوب است پس چرا مي خواهي طلاقش بدهي؟؟»

پاسخ داد: «چون الان فكر مي كنم او ديگر در شان و مقام من نيست!!»