جزایری، سید نعمت الله
موطن: بصره
نام پدر : سید عبدالله
تاریخ وفات: ۱۱۱۲قمری
عباس عبیری
تولد
((صباغیه )) یکی از جزایر پیرامون بصره ، در حدود ۱۰۵۰ ق .(۷۵۷)شاهد تولد نوزادی بود که خانه سید عبدالله را در شادمانی فرو برد. سید عبدالله که از نوادگان امام کاظم علیه السلام به شمار می آمد(۷۵۸)فرزند دلبند خویش را نعمت الله نامید و در نخستین فرصت به مکتب سپرد.
در مسیر تحصیل
نعمت الله روزهای کودکی را شتابان پشت سر نهاد و با بهره گیری از دانشوران صباغیه ، شط بنی اسد، حویزه و بصره به یازده سالگی رسید. در این هنگام همراه برادرش سید نجم الدین رهسپار شیراز شد و به یاری شیخ جعفر بحرانی در مدرسه منصور به اقامت گزید. (۷۵۹)تهیدستی بسیار نعمت الله ، سرانجام وی را از انزوای ویژه روزگار آغازین درس بیرون آورده ، به نسخه برداری از کتابها، تصحیح نسخه ها و حاشیه نویسی کشاند.(۷۶۰)فرزند سید عبدالله گاه تا بامداد کار می کرد، درس می خواند و پس از نماز صبح و مطالعه ویژه بامدادی سر بر کتاب نهاده ، لحظه ای می آرامید. آنگاه تا نیمروز تدریس می کرد و پس از نماز ظهر به درس یکی از استادان می شتافت .(۷۶۱)او خود خاطره آن روزهای دشوار را چنین نگاشته است :
… وقتی اذان ظهر بر می خاست به درس می شتافتم … البته بیشتر وقتها نمی توانستم نان تهیه کنم ، بنابراین تا شامگاه گرسنه می ماندم . اغلب هنگامی که شب فرا می رسید به اندازه ای در اندیشه درس فرو می رفته بودم نمی دانستم در روز چیزی خورده ام یا نه ! پس از مدتی فکر می کردم و در می یافتم که چیزی نخورده ام …(۷۶۲)
تلاش سید تابستان و زمستان نمی شناخت . برای او همه فصلها فصل درس ‍ بود. آنچه فرزند سخت کوش صباغیه درباره یکی از زمستانهای شیراز نگاشته ، درستی این گفتار را نشان می دهد:
من درسی داشتم که حاشیه های آن را بعد از نماز صبح زمستان می نوشتم . سرمای هوا و بسیاری تلاش باعث می شد که خون از دستم جاری شود!… سه سال روزگارم بدین سان گذشت .(۷۶۳)
ناگفته پیداست که کار نسخه برداری همواره برقرار نبود. بنابراین نوجوان بین النهرین گاه چنان در تهیدستی فرو می رفت که حتی توان خرید لقمه نانی را نداشت . در چنین موقعیت دشواری چراغ حجره اش به سبب بی روغنی خاموش می ماند و سید نعمت الله را در اندوهی جانکاه فرو می برد. او برای تحمل گرسنگی توان بسیار داشت ولی هرگز نمی توانست به دلیل ناداری درس شامگاهی را ترک کند. بنابراین به مهتاب ، خانه دوستان یا مسجد جامع پناه می برد.

منبع : تبیان مبلغین