روانشناسی خانواده
چهارشنبه 11 اسفند 1389 12:53 PMنگاه اجمالی
خانواده (Family) نخستین
نهاد اجتماعیاست. اکثر افراد در خانواده بدنیا میآیند و در خانواده نیز میمیرند. خانواده شالوده
حیات اجتماعیمحسوب گردیده و گذشته از وظیفه تکثیر نسل و کودک پروری برای بقای نوع بشر وظایف متعدد دیگری از قبیل تولید اقتصادی ، فرهنگ پذیر کردن افراد را نیز بر عهده دارد. بنابراین خانواده عامل واسطهای است که قبل از ارتباط مستقیم فرد با گروهها ، سازمانها و
جامعهنقش مهمی در انتقال
هنجارهای اجتماعیبه وی ایفا مینماید. از سوی دیگر با توجه به اینکه خانواده با نظام پایگاهی جامعه در ارتباط است، موقعیت فرد نیز تا حدودی مبتنی بر موقعیت اجتماعی خانوادهاش خواهد بود..
تعریف خانواده
خانواده یک
واحد زیستی(بیولوژیکی) است که تشکیل آن مبتنی بر
پیوند زناشوییاست که براساس آن افراد دارای رابطه سببی یا نسبی بوده و با یکدیگر خویشاوند هستند.
اهمیت روان شناختی خانواده
مهمترین عامل اجتماعی شدن در زندگی هر انسان ، تجارب دوران کودکی وی در محیط خانواده است. فضای خانواده آکنده از مهر و محبت ،
فداکاریو
گذشت،
صمیمیتو گرمی و در عین حال گاهی توام با
حسادتو
رشک،
دشمنیو
کینه توزی،
نفرتو
خشماست. کودکان در جریان اجتماعی شدن اینگونه عواطف را در کنار والدین و خواهران و برادران خود تجربه میکنند. اعضای خانواده آنقدر به هم وابستهاند که هر نوع مشکل یا مسئله یک عضو خانواده بطور مستقیم یا غیر مستقیم بر زندگی سایر اعضا تاثیر میگذارد. از طرف دیگر خانواده به دلیل همین نفوذ و تاثیر بر افراد ، گاهی به عنوان روشی برای درمان
اختلالاتبکار میرود. روان شناسان بالینی و مشاوره گاهی ترجیح میدهند در درمان یک فرد ، همه اعضای خانواده را از نزدیک ملاقات کنند.
مطالعات مربوط به خانواده
مطالعات مربوط به خانواده حوزههای مختلفی را در بر میگیرد. از جمله این حوزهها میتوان
ازدواج، تشکیل خانواده ،
تعاملهای زناشویی، روابط والدین و فرزندان (کودکان) ، اختلافات خانوادگی ،
طلاق و جداییو … را میتوان نام برد. هر یک از این حوزهها ابعاد وسیعی را شامل میشود.
مشکلات مربوط به مطالعات خانواده
چند وجهی بودن موضوع
خانواده یک نهاد چند وجهی (چندبعدی) است که روابط درون آن از پیچیدگیهای ویژهای برخوردار است که در مطالعات خانواده باید مدنظر قرار گیرد. این بدان معنی است که افراد خانواده تاثیر متقابلی بر رفتار (Behavior) همدیگر دارند و جدا کردن یا عدم توجه به این تاثیرات باعث کاهش اعتبار (Validity) یا بیاعتباری نتایج مطالعات میشود.
تفاوتهای زمانی
خانواده یک
نهاد ایستانیست، بلکه
پویااست. تعریف و نگرشی که به خانواده درحال حاضر وجود دارد با نگرشهای نیم قرن پیش تفاوت زیادی دارد و مطمئنا در طول سالهای آینده نیز دچار تحول خواهد شد. بنابراین تعمیم نتایج مطالعات دیروز به خانوادههای امروزی و تعمیم نتایج امروز به فردا کاری اشتباه است و به برداشتی نادرست از وضعیت خانواده و در نتیجه برنامهریزی غلط منجر میشود. این مطالعات باید همراه با تحول خانوادهها در طول زمان ، متحول شوند تا نتایجی کار آمد و قابل استناد ارائه دهند.
تفاوتهای فرهنگی
تعریف و نگرشی که به خانواده در یک جامعه وجود دارد با جوامع دیگر تفاوتهای زیاد و در بعضی مواقع بنیادی دارد. نوع
ازدواج،
روابط زناشویی، شیوه فرزندپروری و … در
فرهنگ شرقیبویژه در فرهنگ ایرانی اسلامی با
فرهنگهای غربیتفاوت بنییادی دارد. همچنانکه در درون یک جامعه نیز خرده فرهنگهای مختلفی وجود دارند که شیوهها و
سنتهای مخصوص خودرا دارا میباشند و با توجه به این واقعیت بحث از خانواده بدون توجه به
عوامل فرهنگیاز اعتبار لازم برخوردار نخواهد بود.
ارتباط باسایر مباحث
در حوزه روان شناسی ، روان شناسی خانواده از نتایج
روان شناسی رشددر درجه اول از
روان شناسی یادگیریو
روان شناسی تربیتیدر درجه دوم استفادههای زیادی میبرد. همچنین روان شناسی خانواده ارتباط جدانشدنی با برخی از
علوم انسانیمانند
جامعه شناسی،
علوم اجتماعیو
مردم شناسیدارد.
کاربردها
روان شناسی خانواده با استفاده از تحقیقات سایر حوزههای روان شناسی و همچنین تحقیقات مربوط به خانواده به بررسی موانع و مشکلات مربوط به خانواده از قبیل مشکلات ازدواج و
دوران نامزدی،
اختلافات زناشوییو علل آن ، شیوه تعامل و روابط زناشویی و همچنین شیوه تعامل با فرزندان و … میپردازد تا برای بهبود روابط خانوادگی و پیشبرد
بهداشت روانیخانواده راهکارهای عملی ارائه دهد.