پاسخ به:sms1
یک شنبه 8 اسفند 1389 8:31 PMچشمانت زمین محبت بودند و من جاذبه اش را
وقتی سیب درخت دلم افتاد فهمیدم . . .
.
.
.
خاطرات چوبهای خیسی هستند ، که با آتش زندگی ، نه میسوزند
و نه خاکستر میشوند . . .
.
.
.
خوشتر از قالی کرمان غزلی ساخته ام
نخ به نخ زیر قدمهای تو انداخته ام . . .
.
.
.
در تمنای نگاهت بی قرارم تا بیایی / من ظهور لحظه ها را می شمارم تا بیایی
خاک لایق نیست تا به رویش پا گذاری / در مسیرت جان فشانم گل بکارم تا بیایی . . .
.
.
.
دلم کرده هوایت نازنینم
فدای بوسه هایت ! نازنینم
تمام صورتت پنکیک پوش است
بگو بوسم کجایت نازنینم !