اما شوشتر به فاصله ای نه چندان دور، در همین جغرافی، شهری عظیم و قابل توجه است که آب رودخانه پیش از ورود به شهر به دو شاخه تقسیم می شود: شاخه « گرگر » کارون که از داخل شهر عبور می کند، آبشارهای زیبایی را تشکیل می دهد و بسیاری از تأسیسات آبرسانی قدیم همچون : آسیاب ها، کانالهای پل ، سدبندها، بندها و آبشارها برای آن ساخته شده بوده که از عجایب روزگار به شمار می روند و شاخه دیگر « چهاردانگه » است که از غرب به سوی جنوب شوشتر جریان داشته و در محلی به نام « بند قیر » مجدداً به هم پیوند می خورد. شوشتر هم در دوران پیش از اسلامی و هم پس از اسلام رونق فراوانی داشته و همچون دزفول به لحاظ معماری و بافت سنتی شهر و ویژگیهای بومی در معماری محلی، می تواند نقش مهمی را در جلب سیاح داشته باشد. بافت سنتی شهر و ویژگیهای بومی در معماری محلی، می تواند نقش مهمی را در جلب سیاح داشته باشد . بافت سنتی معماری این شهر کاملاً متراکم و فشرده است و کوچه های باریک و دیوارهای بلند و گذرگاههای تنگ که همگی با گذر از « سعباط » ها یا سایه بان ها به میدانچه های اصلی شهر ختم می شوند، زیبایی کم نظیری دارند. « سعباط » ها علاوه بر ایجاد فضاهای خنک در معابر ، ارتباط دو منزل را در فواصل مختلف ایجاد کرده و علاوه بر پیوند معماری، زمینه ای را برای ارتباط و ساخت طبقات بیشتر فراهم می آورده است . همه این گذرگاهها با پیچ و شکستگیهای مختلف ضمن آنکه چاره ای برای گریز از گرما و هدایت جریان باد به کوچه پس کوچه ها و دهلیز و خانه ها بوده، محلات مختلف شهر را با پرداختی زیبا و دلفریب به دروازه ها و مدخل های ورودی شهر مرتبط می ساخته است بافت معماری یکدست و همگون با بهره گیری از مصالح بومی و منطقه ای یعنی آجر و خلق نقشهای زیبا و ابتکاری تحت عنوان « خوون چینی » بر سر در بناها ، جلوه های خوشایندی را در معماری منطقه ایجاد کرده که از جنبه های مختلف قابل توجه و دقت است . به طور کلی، شکل و ترکیب این دو شهر تابع تناسب زمین، موقعیت صخره ها و پستی و بلندی های خاک و جریان رودخانه هاست . به این ترتیب ارتباطی هنرمندانه با عناصر طبیعی را در جهت خلق فضاهای معماری که در شهرهای دیگر استان یافت نمی شود ایجاد کرده است. دزفول و شوشتر به لحاظ به کارگیری معماری آجر و آسیابهای آبی ابداعات ویژه ای دارند.


 

شوشتر در گویش و اصطلاحات محلی به شهر « چهل پیر » معروف است. زیرا در آن بقاع متبرکه، امامزاده ها و مساجد و تکیه های بسیار به چشم می خورد. مسجد جامع شوشتر که یکی از دیدنی ترین مساجد ایران است در این شهر قرار دارد و از کتیبه های آن چنین استنباط می شود که خلفای عباسی در زمان امام حسن عسگری (ع) به ساخت آن اقدام نموده و پس از آن تکمیل و ترمیم شده است . این مسجد با 54 ستون در ایوان و طاقهای موسوم به رومی تأثیر فرهنگ دیرینه ایران و معماری محلی منطقه را با سقفها، گچبری ها، کنده کاریها ، و مناره ها و آجرکاریهای پر نقش ملهم از فرهنگ اسلامی در قالبی ارزشمند و زیبا به منصه ظهور رسانده است. هم چنین بقعه امامزاده عبدالله یکی از زیباترین بناهای شوشتر با نقشهای ویژه و پلکانها و نوشته هایی بر قطعات سنگی و کاشیها و لچکها و ستونهای بسیار بر بالای تپه ای مشرف بر شهر شوشتر و بقعه براء بن مالک انصاری که در واقع قدیمی ترین مقبره اسلامی در ایران به شمار می رود. قابل ذکر است او یکی از صحابه دلاور پیامبر بود که هنگام فتح شوشتر کشته شد و آرامگاه او در شمال شهر مقابل قلعه سلاسل قرار دارد. از شهر تاریخی و فرهنگی شوشتر علما، مجتهدین وشخصیتهای برجسته ای همچون قاضی نوراله شوشتری، شیخ مجتهد شوشتری و شیخ محمد تقی شوشتری برخاسته اند.


 

خوزستان به لحاظ دیرینگی و پشینه آثار تاریخی و باستانی یکی از پر اهمیت ترین مناطق کشور است که قابلیت های فراوانی برای بررسی و مطالعه پژوهشگران و جهانگردان ایرانی و خارجی دارد. علاوه بر اهواز، شوش، دزفول و شوشتر باید تمدنهای « عیلام نور» را در مسجد سلیمان، بهبهان و ایذه جستجو کرد که قدمت دیرپایی در فرهنگ این دیار داشته و آثار متفاوتی را از جمله سنگ نوشته ها و حکاکیهای متفاوت از خود به جای گذاشته اند. « ایذه » یا « ایذج » در شمال شرقی خوزستان پایتخت اتابکان لر، از جمله شهرهای دیگر خوزستان است که در میانه کوهستان با آب و هوائی معتدل و طبیعتی سرسبز واقع است و استعداد فراوانی برای کشاورزی دارد. این شهر یکی از اهداف مهم سپاهیان اسلام بوده و در دورانهای مختلف تاریخ دارای رونق بسزایی بوده است. پل « خده زاد » که یکی از پلهای عجیب دنیا به شمار می رود در این شهر قرار داشته که به نام مادر اردشیر بابکان با پایه هایی از سرب مذاب ساخته شده و 104 ذرع ارتفاع داشته است. این بطوطه جهانگرد مراکشی که در قرن هشتم هجری از این شهر دیدن کرده، به خانقاه ها، کاروانسراها و قناتها و قلعه مدرسه های بسیاری در این شهر اشاره می کند . لسان الغیب، حافظ شیرازی در غزلیات خود صحرای « ایذج » را به زیبایی معرفی می نماید.