امیرمعزی

 

، امیرالشعراء ابوعبدالله محمدبن عبدالملک معزی نیشابوری . از شاعران استاد و زبان‌آور و خوش‌سخن فارسی است.

فهرست مندرجات

[نهفتن]
  • ۱ زندگی و مرگ
  • ۲ سبک معزی
  • ۳ منبع
  • ۴ پیوند به بیرون
 

[ویرایش] زندگی و مرگ

وی پسر امیرالشعراء عبدالملک برهانی نیشابوری بود و از راه‌یافتن خود به دربار ملکشاه سلجوقی به وسیله امیرعلی فرامرز ندیم و داماد ملکشاه اشاره می‌کند که چگونه روزی سلطان به عزم دیدن هلال رمضان بیرون می‌رود و ماه را پیش ازدیگران می‌بیند و معزی که در این وقت حاضر بوده این رباعی رابالبداهة می‌گوید:

ای ماه چو ابروان یاری گویی   یا نی چو کمان شهریاری گویی
نعلی زده از زر عیاری گویی   در گوش سپهر گوشواری گویی

این شعر مورد توجه ملکشاه سلجوقی قرار می‌گیرد و از راه انعام اسبی به او می‌بخشد و معزی اين رباعی را می‌گوید:

چون آتش خاطر مرا شاه بدید   از خاک مرا بر زبر ماه کشید
چون آب یکی ترانه از من بشنید   چون باد یکی مرکب خاصم بخشید

سلطان ملکشاه بر او احسان‌ها می‌کند و اورا به لقب امیرمعزی که برگرفته از لقب خود ملکشاه (معزالدنیاوالدین) است منسوب می‌کند.

محمد عوفی در لباب‌الالباب می‌نویسد:


معزی تا پایان عهد ملکشاه یعنی تا سال ۴۸۵ هجری قمری درخدمت این پادشاه بود . بعد از وفات او و آشفتگی کار جانشینان وی، معزی مدتی از عمر خود را در هرات و نیشابور و اصفهان بسر برد وسرگرم مدح امرای مختلف این نواحی بود تا آنکه سلطان سنجر به سلطنت رسید و امیرمعزی بدو پیوست. محمد عوفی درباره مرگ امیرمعزی نوشته است که روزی سلطان سنجر درخرگاه بود، ناگاه تیری از کمان شاه گذشت و به امیرمعزی اصابت کرد و او در حال جان سپرد.

عباس اقبال در مقدمه دیوان معزی قول عوفی را مردود دانسته و می‌نویسد معزی مدتها بعد از این واقعه زنده بوده است، و اما از مرثیه‌ای که سنایی در مرگ معزی گفته معلوم می‌شود که شاعر سرانجام به همان زخم تیر درگذشته است و تاریخ مرگ او بين ۵۱۸ و ۵۲۱ هجری قمری بوده است.


امیرمعزی یکی از چند شاعر بزرگ ایران است که همواره آنان را در صف مقدم شاعران پارسی‌گوی قرارداده و به استادی و عظمت مقام ستوده‌اند.

 

[ویرایش] سبک معزی

ماهیت عمده شعر معزی سادگی آنست، وی معانی بسیار را در الفاظ ساده و خالی از تکلف ادا می‌کند. کوششی که او در سرودن غزل‌های نغز به کار برده مسلما وسیله موثری در پیشرفت فن غزل‌سرایی شده است. معزی درترکیب الفاظ بیشتر از شاعران دیگر اواخر قرن پنجم و اوایل قرن ششم هجری تحت تاثیر لهجه عمومی عصر خود قرار گرفته است. دیوان امیرمعزی که به وسیله عباس اقبال آشتیانی مرتب و چاپ شده، ۱۸۶۲۳ بیت شعر دارد.

از اشعار اوست:

خصم مسکین پیش خسرو کی تواند ایستاد   پشه کی جولان کند جایی که باد صرصر است


 

امتی را یک نبی بس، ملتی را یک کتاب   عالمی را یک ملک بس، لشکری را یک امیر


 

هزار مردم کژدمفسای دیدستی   بیا و کژدم مردمفسای بین اکنون


 

 

[ویرایش] منبع

  • لغت‌نامه دهخدا