پاسخ به:اخبار فرهنگي روز
دوشنبه 2 اسفند 1389 4:03 PMخبرگزاري فارس: علامه كاشف الغطاء پس از مبارزه با اشغالگران انگليسي در عراق به مسجدالاقصي رفت. فلسطينيان به اقتدا كرده و وي را «امام» خطاب كردند. كاشفالغطاء همچنين با ارسال پيامي به مردم بحرين، فتنه بين سني و شيعه را خاتمه داد.
به گزارش خبرنگار آئين و انديشه باشگاه خبري فارس «توانا»، «شيخ محمد حسين بن علي» از خاندان محترم علماي شيعه آل كاشف الغطاء در سدههاي 13 و 14 هجري بوده كه گفته ميشود، نسب اين بزرگوار به «مالك اشتر نخعي» صحابي به نام امام علي عليهالسلام ميرسد.
از آل كاشف الغطاء عالمان معروفي برخاستهاند كه هر كدام در روزگار خود منشأ آثار مهم علمي و سياسي در عراق و ايران و برخي از كشورهاي اسلامي و جوامع شيعي بودهاند.
شخصيتهاي علمي و سياسي خاندان كاشف الغطاء كه بر اساس سال وفات، ذكر شدهاند، عبارتند از:
1-«جعفر بن خضر بن يحيي جناجي حلي نجفي» معروف به «شيخ جعفر كاشف الغطاء» بنيانگذار آل كاشف الغطاء و معروف به جعفر كبير و شيخ مشايخ،
2-«موسي بن جعفر آل كاشف الغطاء» فقيه، اصولي، اديب و شاعر و فرزند ارشد «شيخ جعفر كاشف الغطاء»،
3-«علي بن جعفر آل كاشف الغطاء» فقيه، اديب و شاعر،
4-«حسن بن جعفر آل كاشف الغطاء» فقيه، اصولي، اصولي، اديب و شاعر
5-«مهدي بن علي آل كاشف الغطاء» فقيه، اصولي، مرجع تقليد، اديب و شاعر
6-«عباس بن علي آل كاشف الغطاء» فقيه، اصولي، اديب و شاعر
7-«محمد بن علي آل كاشف الغطاء» فقيه، اصولي و شاعر
8-«محمدرضا بن موسي آل كاشف الغطاء» فقيه و عالم
9-«موسي بن محمدرضا آل كاشف الغطاء» فقيه و اديب
10-«عباس بن حسن آل كاشف الغطاء» فقيه، اصولي، اديب و شاعر
11-«احمد بن علي آل كاشف الغطاء» فقيه و مرجع تقليد
12-«مرتضي بن عباس آل كاشف الغطاء» فقيه، اصولي، متكلم، نويسنده و شاعر
13-«علي بن محمدرضا آل كاشف الغطاء» عالم، اديب، مورخ و شاعر
14-«هادي بن عباس آل كاشف الغطاء» فقيه، مورخ، محقق، اديب و شاعر
15-«محمدرضا بن هادي آل كاشف الغطاء» فقيه، اديب و شاعر
و اما شيخ محمد حسين بن علي آل كاشف الغطاء، او كه فقيه، اصولي، اديب، محدث، نويسنده، سخنور، شاعر و از عالمان مبارز و بنام آل كاشف الغطاء است كه در سال 1294ق در نجف تولد يافت.
**كاشف الغطاء از جمله جوانترين شاگردان آخوند خراساني بود
مقدمات علوم و ادبيات، هيأت، حساب و هندسه را آموخت. آنگاه خارج فقه و اصول را از سيدكاظم يزدي، شيخ آقارضا اصفهاني و آخوند خراساني؛ كلام را از شيخ احمد شيرازي و شيخ محمدرضا نجفآبادي؛ و حديث را از حاج ميرزا حسين نوري فرا گرفت و خود از فقيهان و عالمان چيرهدست گرديد،كاشف الغطاء در سن هيجده سالگي در درس آخوند خراساني و سيدكاظم يزدي شركت مي كرد، جزء جوانترين شاگردان درس آنها به شمار ميرفت.
** نخستين شرح بر عروة الوثقي توسط كاشف الغطاء نوشته شد
اندك اندك آوازه علمي او گسترش يافت و به عنوان مجتهدي توانا در حوزه علميه نجف مطرح گرديد. پافشاري مردم در تقليد از او، سبب شد تا فتواهاي خويش را در ضمن فتاواي آيةالله سيد محمد كاظم يزدي به چاپ برساند. از ميان صدها شرح بر كتاب عروه الوثقي، شرح او نخستين شرح بر اين كتاب به شمار ميآيد. وي مورد توجه ويژه سيدمحمدكاظم يزدي بود و سيد پاسخ بسياري از پرسشهاي علمي و فقهي را به او واگذار ميكرد.
در سال 1344 قمري به مقام مرجعيت رسيد و كساني در هند، ايران، قطيف، افغانستان، مسقط و عشاير عراق از او تقليد ميكردند، كاشف الغطاء با ديدن مجله اي به نام مجلة العدل كه قانون مدني امپراتوري عثماني كه در آن فتواهاي فقهي در قالب مواد حقوقي و جزايي سامان يافته بود، بر آن شد كه كتابي بر اين سبك بنويسد، وي در اين باره ميگويد؛
«من اين كتاب را كه از زمان تركها (امپراتوري عثماني) تا كنون از موسسات حقوقي، يگانه متن قانون قضايي بود، بررسي كردم و آن را نيازمند تصحيح يافتم. اين كتاب همان طور كه از سبك نگارش آن پيداست جنبه قانونياش برتري دارد. اين كتاب را ميتوان فقه قانوني يا قانون فقهي ناميد».
* فقه شيعه در قالب قوانين در كتاب تحريرالمجله توسط كاشف الغطاء نگاشته شد
آيت اخلاص با نوشتن كتاب تحريرالمجله به نقد كتاب مذكور و معرفي فقه شيعه به صورت مواد حقوقي و جزايي و مدني پرداخت. اين كتاب كه مجموعاً در پنج جلد به چاپ رسيد، مورد استقبال حقوقدانان، وكلا، قضات و كارمندان دادگستري قرار گرفت.
كوششهاي فقهي شيخ محمدحسين بيشتر بر اين مبنا استوار بود كه آرا و فتواهاي او مطابق با واقعيت و شرايط زمان و مكان باشد. وي درباره توجه فقيه به نقش زمان و مكان در اجتهاد ميگويد «آيا ساختن چند مسجد در يك محله كوچك كار درستي است؟ آيا اين كار باعث نميشود مردم در چند مسجد پخش شوند و مسجدها خلوت شوند و حتي برخي مسجدها بسته شوند؟ آيا در اين صورت، ساختن مسجد ثواب دارد»؟
* كاشف الغطاء: ولايت فقيه همه مواردي را كه به مصلحت اسلام و مسلمانان است، در بر ميگيرد
در اين باره وي از مراجع تقليد خواست مردم را راهنمايي كنند و از مردم نيز خواست به ساختن مدرسه، بيمارستان و ديگر اماكن عام المنفعه بپردازند.
كاشف الغطاء درباره اختيارات فقيه ميگويد:
«فقيه بر كارهاي مردم و هر چه كه مورد نياز نظام و جامعه اسلامي است، ولايت دارد. ولايت فقيه همه مواردي را كه به مصلحت اسلام و مسلمانان است، در بر ميگيرد».
امام خميني قدس سره درباره ولايت فقيه و عقيده كاشف الغطاء در اين باره ميگويد: «ولايتي كه براي پيامبران صلياللهعليهوآله و امامان عليهمالسلام است، براي فقيه نيز ثابت است. موضوع ولايت فقيه چيز تازهاي نيست كه ما آورده باشيم بلكه اين مسئله از اول، مورد بحث بوده است. مرحوم كاشف الغطاء نيز بسياري از اين مطالب را فرمودهاند».
* كاشف الغطاء از مصلحان اسلامي سده اخير در جهان اسلام است
محمدحسين با توجه به اينكه از آگاهيهاي ديني و سياسي برخوردار بود و با شناخت كافي از جوهر ديانت اسلامي و تاريخ گذشته امت اسلامي، سياست حاكمان معاصر خود را درمي يافت، بي شك مي توان او را از مصلحان اسلامي سده اخير در جهان اسلام دانست.
وي با اين كه تحت تأثير آراي اصلاحي و انقلابي پيشگامان حركت بيداري مسلمانان مانند سيدجمال الدين اسدآبادي و شيخ محمد عبده و ديگران بود، اما عمق انديشه او و آشنايي با سياست و مسائل زمان، صراحت در گفتار و شجاعت در عمل، جايگاه فقهي و مرجعيت ديني، برجستگي ويژهاي به او بخشيد و آموزشهاي اصلاحي او را كارساز كرد.
** كاشف الغطاء با سفر به كشورهاي اسلامي براي بيدار سازي امت اسلامي تلاش ميكرد
براي همين ضمن انجام فعاليت ديني ، وقت خود را صرف مسائل عمده سياسي و اجتماعي و آگاهي بخشيدن به ملل مسلمان و ستيز با امپرياليسم و صهيونيسم ميكرد. سفرهاي وي به كشورهاي اسلامي، يكي از شيوههاي عملي او براي بيدارسازي امت اسلامي و بخشي از اهتمام وي به امور مسلمانان بود.
نخستين بار در انديشه گفتوگو با دانشمندان اهلسنت و برقراري وحدت بين شيعه و سني در سال 1328 قمري به حجاز سفر كرد و كتاب «نزهة السمر و نهزة السفر» كه سفرنامه حج اوست، را به نگارش درآورد و از آنجا به دمشق رفت و در آن جا با علماي سني درباره مشكلات جهان اسلام و لزوم وحدت مسلمانان، به گفتوگو پرداخت.
بعد از دشمق به بيروت رفت و حدود دو ماه در آنجا سكني گزيد و ضمن ديدار با مردم و علماي اين شهر، توانست برخي از آثارش را در آن جا به چاپ برساند. وي همچنين سفري به صيدا داشت و در اقامت سه ماههاش در اين شهر، با عالمان سني مانند شيخ سليم بشري و شيخ محمد نجيب مطيعي (مفتي حقانيه) ديدار و گفتوگو كرد.
* كتاب «التوضيح في بيان ما هو الانجيل و من هو المسيح» از چهره حضرت مسيح خرافات را زدود
پس از ترك لبنان، عازم مصر شد و در آن كشور با عالمان سني گفتوگو كرد و براي دانشجويان دانشگاه الازهر، جلسه درس تشكيل داد و در چند كليساي قاهره سخناني ايراد كرد، او عقايد خود را درباره مسيحيت، در كتاب «التوضيح في بيان ما هو الانجيل و من هو المسيح» در دو جلد نوشت و خرافات را از چهره حضرت مسيح عليهالسلام و انجيل زدود.
كاشف الغطاء كه در روزهاي آخر ماه صفر سال 1331 تصميم به ترك مصر و بازگشت به عراق گرفته بود با اصرار شيخ محمد نجيب مبني بر عقب انداختن سفر و شركت در جشنهاي ولادت حضرت محمد صلياللهعليهوآله در ماه ربيعالاول در مصر موافقت كرد.
* مبارزه با اشغالگران انگليسي در عراق
سفر سه ساله او در اين دوره، با آغاز جنگ جهاني اول در سال 1332قمري پايان پذيرفت، انگلستان بسياري از شهرهاي عراق را تصرف كرده بود، از اينرو وي به عراق برگشت و به خط مقدم جبهه پيوست و با سربازان اشغالگر انگليسي به نبرد پرداخت.
كاشف الغطاء پس از مدتها سكونت در نجف بار ديگر راهي سفر شد و اين بار براي شركت در كنگره اسلامي به فلسطين رفت، در اين كنگره كه به مناسبت بعثت پيامبر اسلام صلياللهعليهوآله ، با حضور عالمان مسلمان در بيتالمقدس برگزار گرديد، كساني چون سيد حبيب عبيدي(مفتي موصل)، سيدمحمد زياره (از يمن)، رشيد رضا (شاگرد سيدجمال الدين اسدآبادي و نويسنده تفسير المنار) و علامه اقبال لاهوري نيز حضور داشتند.
** در مسجدالاقصي هزاران مسلمان از جمله عالمان مذاهب مختلف عضو كنگره به كاشفالغطاء اقتدا كردند
آيتالله كاشف الغطاء كه همراه هيأتي از عالمان عراق در آن كنگره شركت كرده بود، در مسجدالاقصي نماز خواند و هزاران مسلمان از جمله عالمان مذاهب مختلف عضو كنگره، به او اقتدا كردند. وي در دوازدهمين جلسه كنگره، سخنراني موثري ايراد كرد كه بازتاب مثبتي در كنگره و جهان اسلام داشت.
ايشان درباره احوال مسلمانان در گذشته و حال و پريشاني و انحطاط كنوني مسلمانان و لزوم وحدت ميان آنان و پرهيز از اختلاف و پراكندگي سخن گفت. اين سخنراني ابتدا در قدس سپس در روزنامهها و نشريات كشورهاي اسلامي به چاپ رسيد.
يكي از استادان دانشكده فاروق اول بيروت، در كتاب الاسلام بين السنة و الشيعة درباره تأثير سخنان كاشف الغطاء نوشت «اگر بركتهاي اين حركت جديد نبود، آيا هرگز كسي تصور ميكرد كه گروه زيادي از مسلمانان سني به كاشف الغطاء اقتدا كنند؟ آيا گمان ميكرديد كه كتاب الدعوة الاسلاميه او را پيش از آن كه دانشمندان شيعه بخوانند، در دسترس دانشمندان اهل سنت قرار گيرد؟»
**محبوب دلها در فلسطين به «امام كاشفالغطاء» معروف شد
در اقامت پانزده روزه كاشفالغطاء در فلسطين با دانشمندان شيعه و سني حاضر در كنگره ديدار كرد، او به شهرهاي مختلف فلسطين مسافرت نمود و با مردم و علماي ديدار كرد و آنان را به وحدت فرا خواند، او چنان محبوب قلبها شده بود كه از آن پس، وي را امام كاشف الغطاء ميناميدند.
كاشف الغطاء سفري نيز به ايران داشت و در سال 1352 قمري براي نخستين بار وارد ايران شدو به زيارت امام رضا عليهالسلام مشرف شد، ايشان از اكثر شهرهاي بزرگ ايران مانند كرمانشاه، همدان، قم، تهران، شاهرود، مشهد، شيراز، خرمشهر، آبادان و بوشهر ديدار كرد و در همه جا به زبان فارسي با مردم سخن گفت و آنان را به بيداري و قيام براي مبارزه با استعمار فرا خواند.
امام كاشف الغطاء در قم ميهمان آيتالله شيخ عبدالكريم حائري يزدي، بنيانگذار حوزه علميه قم بود.، آيتالله حائري از او خواست تا به جاي وي، امام جماعت حرم حضرت معصومه عليهاالسلام شود و او نيز پذيرفت و پس از برپايي نماز جماعت، براي مردم سخن گفت. وي در اين مسافرت كه حدود هشت ماه به طول انجاميد از طريق بصره به عراق بازگشت. اما بار ديگر در 1366 ق و بار سوم در 1369 ق نيز به ايران سفر كرد و منشأ بركاتي شد.
شيخ محمد حسين كاشف الغطاء بارها براي ايجاد وحدت و تقريب بين مذاهب سفرهاي گوناگوني را انجام داد و با شركت در گنگره هاي مختلف در تحكيم اين روابط كوشيد از جمله براي شركت در كنگره اسلامي پاكستان راهي آن كشور شد، در بخشي از سخنان او آمده است:
* پاكستان فرزند اسلام است
«بيست سال پيش جملهاي گفتم كه همه جا پخش شد. گفتم اسلام بر دو پايه استوار است: كلمه توحيد و توحيد كلمه. اسلام آيين يكتاپرستي و تساوي مردم در برابر قانون است. هنوز قرن اول هجري به پايان نرسيده بود كه مذاهب گوناگون پيدا شد. نخستين فتنهاي كه به سان تيري به قلب دين نشست، فتنه خوارج بود.
اختلاف در اصول و فروع دين نمودار شد، پادشاهان و فرمانروايان اختلافها را دامن زدند. استعمارگران فرصت را غنيمت شمردند و تجاوز را آغاز نمودند و كشورهاي مسلمان در چنگال آنان افتاد. دولت جوان پاكستان به نام اسلام تأسيس شد. پاكستان فرزند اسلام است.
قانون اساسي اين دولت بايد قرآن و سنت پيامبر صلياللهعليهوآله باشد. دولت پاكستان به نام اسلام از هندوستان جدا شد؛ بدين خاطر است كه من فتوا دادم ياري دولت پاكستان بر همه مسلمانان واجب است. ما ميگوييم مسلمانيم ولي تاريخ ما مسيحي و زردشتي است و روز يكشنبه تعطيل ميكنيم.
اي مردم مسلمان! نيروهاي خود را در يك جا گرد آوريد كه سياست جهاني، كشورهاي عربي و اسلامي را مورد حمله قرار داده است. اينك دولت ايران كه خدا او را ياريكند [منظور دولت دكتر مصدق است] از چنگالها و نيشهاي اين سياست پليد هنوز رهايي نيافته است و نمييابد مگر آن كه تمام مردم دست به دست هم دهند».
لذا در آثار و سخنان شيخ محمدحسين، گذشتههاي پرافتخار مسلمانان و مجد و تمدن كهن آنان يادآوري شده و راز آن پيشرفتها و سر انحطاط امت اسلامي در سدههاي اخير تشريح گرديده است. او معتقد است كه نخستين گام رهايي مسلمانان، بازگشت به ايمان خالص و بيپيرايه صدر اسلام است. از اينرو در نوشتهها و گفتههاي او فراخواني به وحدت ميان فرقههاي مسلمان، زياد به چشم ميخورد.
ايشان با تلاش در دفاع از تشيع و شناساندن آن به انگيزه زدودن غبارهاي سوتفاهم بين دو مذهب بزرگ اسلامي و نزديكتر كردن شيعي و سني منجر شد، از اينرو عالمان فرق مختلف اسلامي به او احترام ميگذاشتند و گاه همانند كنگره قدس، عالمان وهابي نيز پشت سر او به نماز ميايستادند.
كاشف الغطاء تا آخرين لحظات عمر خويش، مسلمانان را به وحدت و همدلي فرا ميخواند. وي در سن 79 سالگي در بيمارستان كرخ بغداد بستري شد. در همين ايام بين طوايف مختلف بحرين (ظاهراً طوايف سني و شيعه) نزاع سختي در گرفت. هنگامي كه خبر اين ماجرا به گوش او رسيد، از تخت بيمارستان پيامي براي مسلمانان بحرين فرستاد و از آنان خواست جنگ را پايان بخشند.
* پيام او به مردم بحرين، فتنه بين سني و شيعه را خاتمه داد
در بخشي از پيام او آمده است؛ «كه صهيونيستها با هم متحدند اما مسلمانان از يكديگر جدا هستند. اگر يكي از صهيونيستها در عراق بيمار شود ديگري در چين برايش ناراحت ميشود، بدانيد كه دشمنان اسلام جنگ بين شيعه و سني را به راه مياندازند»، وي در اين پيام با تأكيد بر محبت و مهرورزي بين مسلمانان، توانست آشوب بحرين را خاتمه داد.
كاشف الغطاء نزديك به يك ماه در بيمارستان بستري بود سپس با توصيه پزشكان مبني بر انتقال او به نقطعهاي خوش آب و هوا، به روستايي بين كرمانشاه و خانقين انتقال يافت و سرانجام در پانزدهم ذيقعده 1373 در كرند كرمانشاه، بعد از اقامه نماز صبح و پيش از طلوع خورشيد، آفتاب عمرش غروب كرد. پيكر پاك كاشف الغطاء با تشييع مردم كرند، به نجف انتقال يافت و در قبرستان وادي السلام به خاك سپرده شد.
انتهاي پيام/ك/6