هر گردی گردو نیست!
شنبه 28 آذر 1388 9:20 AMیه روزی روزگاری
میون سبزه زاری
یه موش نازنازی بود
از زندگیش راضی بود
صبح ها که از خواب پامیشد
لباش به خنده وامی شد
مامان جون و باباجون
هر دوتا شون مهربون
موشی را دوست می داشتن
سر سفره ی صبحونه
پنیر و گردو می ذاشتن
موشی ناز و کوچولو
می خورد پنیر و گردو
سیر می شد و می رفت بازی
با بچه های نازنازی
یه روز یه گردو برداشت
توی دستش نگه داشت
برد تو کوچه قلش داد
به بچه ها نشون داد
گفت می بینید چه گرده!
قلش می دم می گرده
گردوی ریزه میزه
خوشمزه و لذیذه
نگاه کنید به گردو
هر گردی نیست گردو
مامان موشی اونو دید
به حرفای او خندید
گفت گلکم خوشگلکم
درسته گردو گرده
قلش میدی می گرده
نمره ی هوش تو بیست
فقط که گردو گرد نیست
سیب و انار و هلو
پرتقال و زردآلو
پیاز و سیب زمینی
همه را گرد می بینی
ولی موش کوچولو
هر گردی نیست گردو