از مشاركت‌ سياسي‌ اجتماعي زنان‌ معاصر ايران‌ و از حضور آنان‌ در دفاع‌ از كشور، زياده‌ سخن‌ گفته‌ مي‌شود اما كمتر،مصداقي‌ از آن‌ ارائه‌ مي‌شود. 
حوادث‌ پس‌ از پيروزي‌انقلاب‌ اسلامي‌ و به‌ ويژه‌ دفاع‌ مقدس‌ نيز از اين‌ قاعده‌ مستثني‌ نيست.آيا سخن‌ از مشاركت‌ زنان‌ بسيجي‌ ،يك‌ تعارف‌ سياسي‌ است؟اگر تعارف‌ نيست‌ مصداق‌هاي‌ آن‌ چيست؟ مقاله‌ حاضر مي‌كوشد گوشه‌ اي‌ از فعاليت‌هاي‌ همه‌ جانبه‌ زنان‌ بسيجي‌ را در دفاع‌ مقدس‌ به‌ مثابه‌ يكي‌ از مهم‌ ترين‌ وقايع‌ اين‌ مرز و بوم، به‌ تصوير بكشد.

مقدمه‌

در متون‌ تاريخي، اغلب‌ از نقش‌ حرمسرايي‌ زنان‌ درباري‌ و از تأ ثير زنان‌ غرب‌ و شرق‌ زده‌ يا به‌ اصطلاح‌ روشنفكر بر تحولات‌ اجتماعي‌ سخن‌ به‌ ميان‌ آمده، ولي‌ زناني‌ كه‌ در حادثه‌ گريبايدف‌ ، جنبش‌ تنباكو ،نهضت‌ مشروطه‌ ، كشف‌ حجاب‌ ، قيام‌ 30 تير 1331 و ... مشاركت‌ داشته‌ اند ،توده‌ زنان‌ مسلماني‌ بوده‌ اند كه‌ گوش‌ به‌ فرمان‌ مراجع‌ تقليد و به‌ منظور انجام‌ تكليف‌ شرعي‌ و الهي‌ پا به‌ ميدان‌ مبارزه‌ گذاشتند. از دهه‌ 1340 تا پيروزي‌ انقلاب‌ اسلامي‌ ،اين‌ زنان‌ حضور گسترده‌ تر و مستمرتري‌ از خود نشان‌ دادند ، علت‌ آن‌ ، اولا : خودباوري‌ بيشتري‌ بوده‌ كه‌ امام‌ خميني‌ )ره( در زنان‌ پديد آورد.ثانيا: لبيك‌ آنان‌ به‌ دعوت‌ امام‌ براي‌ حضور سياسي‌ اجتماعي‌ بوده‌ است.
پس‌ از پيروزي‌ انقلاب‌ اسلامي، زنان‌ هنوز نياسوده‌ و خستگي‌ يك‌ مبارزه‌ طولاني‌ عليه‌ رژيم‌ پهلوي‌ را از تن‌ بيرون‌ نكرده‌ بودند كه‌ بار ديگر بر خود تكليف‌ ديدند براي‌ دفاع‌ از انقلاب، به‌ ايفاي‌ نقش‌هاي‌ تازه‌تر و مؤ‌ثرتر در عرصه‌هاي‌ جديدتر بپردازند، از اين‌ رو، شركت‌ در بحران‌هايي‌ كه‌ در گوشه‌ و كنار كشور،بويژه‌ در كردستان‌ و بر پا شد، را جزء وظيفه‌ خود دانستند، ولي‌ آنچه‌ بعد از حدود 1/ 5 سال‌ پس‌ از پيروزي، زنان‌ را به‌ كمك‌ و مساعدت‌ بيشتر طلبيد، دفاع‌ مقدس‌ است‌ كه‌ هشت‌ سال‌ نظاره‌گر رشادت‌هاي‌ زنان‌ و مردان‌ اين‌ مرز و بوم‌ بود،بنابراين،و به‌ علت‌ گستردگي‌ فداكاري‌ زنان‌ در عرصه‌ دفاع‌ مقدس، احصأ همه‌ آن‌ ايثارگري‌ها ممكن‌ نيست، و در هر نوشته‌اي‌ و در اين‌ نوشته‌ تنها مي‌توان‌ به‌ بخش‌ كوچكي‌ از آن‌ اشاره‌ كرد:
نقش‌ رزمي‌
اولين‌ مسئوليتي‌ كه‌ زنان‌ در دفاع‌ مقدس،به‌ صورت‌ خود خوش‌ و همپاي‌ مردان‌ بر عهده‌ گرفتند، جنگيدن‌ با دشمن‌ بعثي‌ در جنوب‌ و مزدوران‌ داخلي‌ در كردستان‌ بود، حتي‌ آنان، كوكتل‌ مولوتف‌ ساختند، تا به‌ جنگ‌ تانك‌هاي‌ عراقي‌ بروند كه‌ قصد داشتند از مرز شلمچه‌ بگذرند.البته‌ تهيه‌ و به‌ كار بردن‌ كوكتل‌ مولوتف، ابتدايي‌ترين‌ كار رزمي‌ خواهران‌ و زنان‌ به‌ شمار مي‌آمد، بعدها آن‌ها خود را به‌ سلاح‌ مجهز كردند تا مردانه‌ با دشمن‌ بجنگند،از جمله:
در قبرستان‌ خرمشهر زن‌ 65 ساله‌اي‌ را ديدم‌ كه‌ تفنگ‌ ام‌يك‌ بر دوش‌ داشت. گفتم: مادر چه‌ مي‌كني؟گفت:پسر و دخترم‌ آنقدر جنگيدند تا شهيد شدند و اين‌جا خفته‌اند. مي‌روم‌ راه‌شان‌ را ادامه‌ دهم. هر چه‌ او را منع‌ كردم، نپذيرفت‌ و گفت: بايد از دينم‌ دفاع‌ كنم. اين‌ تنها وظيفه‌ شما پسرانم‌ نيست، بلكه‌ وظيفه‌ من‌ هم‌ هست. جنگيد و سرانجام‌ با تركش‌ خمپاره‌ شهيد شد.(1)
زنان‌ رزمنده‌ در خرمشهر، كارهاي‌ ديگري‌ را نيز بر عهده‌ داشتند كه‌ مراقبت‌ از تسليحات، تسليح‌ رزمندگان، نگهباني‌ از پيكر شهدأ، توزيع‌ سلاح‌ بين‌ رزمندگان‌ از آن‌ جمله‌ بوده‌ است. در جبهه‌هاي‌ ديگر هم‌ وضع‌ به‌ همين‌ صورت‌ بود. مثلاً:
- در گيلان‌غرب، يك‌ زن،چند سرباز عراقي‌ و در شادگان، چهار شير زن، هشت‌ سرباز بعثي‌ را به‌ اسارت‌ در آورند.
- خانم‌ فاطمه‌ نواب‌ صفوي، به‌ همراه‌ گروه‌ چريكي‌ شهيد چمران‌ و در ناحيه‌ سوسنگرد، اسلحه‌ به‌ دست‌ گرفت‌ و جنگيد.
- يك‌ زن‌ سوسنگردي‌ با آرد مسموم‌ نان‌ پخت‌ و با آن‌ تعدادي‌ از عراقي‌ها را از پاي‌ در آورد.
- و باز در اين‌ شهر مادر شهيد الحاني، يازده‌ سرباز عراقي‌ را به‌ خانه‌اش‌ دعوت‌ مي‌كند، به‌ آن‌ها غذا مي‌دهد، و زماني‌ كه‌ آن‌ها به‌ استراحت‌ پرداختند و به‌ خواب‌ رفتند، در اتاق‌ را قفل‌ مي‌كند و بسيجي‌ها را با خبر مي‌سازد، و خود او هم‌ با چوب‌دستي‌ به‌ جان‌ بعثي‌ها افتاد. داستان‌ اين‌ زن‌ شجاع‌ را مقام‌ معظم‌ رهبري،اين‌گونه‌ نقل‌ كرده‌ است:
به‌ خاطر دارم‌ در سوسنگرد خانم‌ عرب‌ مُسني‌ زندگي‌ مي‌كرد كه‌ همسرش‌ نابينا بود. ايشان‌ با وجود اين‌ كه‌ چهل‌ پنچاه‌ سال‌ داشت، خيلي‌ شجاعانه‌ و در حقيقت‌ مردوار از شهر دفاع‌ مي‌كرد. معروف‌ بود كه‌ با چوب‌دستي، چند سرباز عراقي‌ راه‌ انداخته‌ است.(2)
صحنه‌هاي‌ رزم‌ زنان،اگرچه‌ اندك‌ بود، ولي‌ اولاً، تا پايان‌ دفاع‌ مقدس‌ كم‌ و بيش‌ ادامه‌ يافت، و ثانياً، تأثير عميقي‌ بر روحيه‌ رزمندگان‌ داشت.به‌ علاوه، زنان‌ نقش‌هاي‌ اطلاعات‌ رزمي‌ فراواني‌ را انجام‌ دادند.خانم‌ حورسي‌ از مدافعان‌ خرمشهر در اين‌ باره‌ مي‌گويد: ما از آن‌ لحظه‌اي‌ كه‌ به‌ نيروهاي‌ شناسايي‌ ملحق‌ شديم، كار شناسايي‌ دشمن، خنثي‌كردن‌ بمب، شناسايي‌ ضدانقلاب‌ و پيدا كردن‌ رد پاي‌ آن‌ها در شهر و روستاها را دنبال‌ كرديم.(3) نوع‌ ديگري‌ از كار اطلاعاتي‌ و امنيتي‌ را خواهران‌ بسيجي‌ انجام‌ مي‌دادند،مثلا آن‌ها در لباس‌ امدادگر و پرستار به‌ شناسايي‌ منافقيني‌ دست‌ مي‌زدند كه‌ به‌ صورت‌ ناشناس‌ به‌ بيمارستان‌ها سر مي‌زدند،تا به‌ تعداد شهدأ و مجروحان‌ جنگ‌ و...دست‌ پيدا كنند، و آن‌ را در اختيار عراق‌ قرار دهند.

 

حمايت‌ عاطفي‌
درجنگ، نقش‌ پشتيباني‌ رواني‌ و عاطفي‌ جنگجويان‌ را به‌ زنان‌ واگذار شد تا با روحيه‌ دادن‌ به‌ سربازان، جنگ‌ با موفقيت‌ به‌ پايان‌ برسد.در جنگ‌ تحميلي‌ نيز،زنان‌ ايراني، خودجوش‌ وظيفه‌ حمايت‌ روحي‌ از رزمندگان‌ را به‌ دوش‌ گرفتند، و آن‌گونه‌ كه‌ امام‌ خميني‌ )ره( هم‌ فرمودند: به‌ موجب‌ عواطفي‌ كه‌ بانوان‌ ابراز كردند، براي‌ جبهه، كارهاي‌ بسيار مفيدي‌ را انجام‌ دادند.(4)
از اين‌ رو، دفاع‌ مقدس، نمونه‌هاي‌ بي‌شمار و در عين‌ حال، كم‌نظيري‌ از پشتيباني‌هاي‌ معنوي‌ خانم‌هاي‌ ايراني‌ را به‌ ثبت‌ رسانده‌ است، مانند:
- در گيلان‌ غرب، فرمانده‌ يك‌ گردان‌ رزمي‌ با ديدن‌ رشادت‌هاي‌ يك‌ زن‌ روستايي، از عقب‌ نشيني‌ منصرف‌ مي‌شود و نيروهاي‌ خود را علي‌رغم‌ فرمان‌ بني‌صدر، به‌ شهر باز مي‌گرداند.
- فهيمه‌ بابائيان‌ پس‌ از شهادت‌ همسر اولش، چنان‌ بر همسر دوم‌ خود تأثير روحي‌ مي‌گذارد كه‌ همسرش‌ به‌ جبهه‌ مي‌رود.
- يك‌ مادر تهراني، وقتي‌ تزلزلي‌ در فرزند رزمنده‌اش‌ مي‌بيند،به‌ سومار مي‌رود و به‌ فرزندش‌ مي‌گويد: اگر از جبهه‌ برگردي،شيرم‌ را حلالت‌ نمي‌كنم.
- رزمنده‌اي‌ مي‌گفت: خواهرم‌ به‌ من‌ آموخت‌ كه‌ چگونه‌ مي‌توانم‌ به‌ تنهايي‌ يك‌ لشكر باشم.
- مادر همسرم‌ به‌ من‌ خبر داد: اگر تو به‌ جبهه‌ بروي، من‌ بچه‌هايت‌ را نگه‌ مي‌دارم‌ و افتخار كن‌ كه‌ در اين‌ زمان‌ به‌ سربازي‌ مي‌روي.
- مادري‌ خطاب‌ به‌ فرزندش‌ مي‌نويسد: علي‌ جان‌ مي‌داني‌ چقدر دوستت‌ دارم،اما صلاح‌ مي‌دانم‌ پس‌ از مراسم‌ چهلم‌ برادرت، به‌ جبهه‌ برگردي.
- خانمي‌ وضع‌ جانبازي‌ مرا ديد و پذيرفت‌ به‌ همسري‌ من‌ در آيد و سختي‌هاي‌ زندگي‌ با يك‌ جانباز را به‌ جان‌ و دل‌ خريد.
- تشويق‌ها و طرز تفكر همسرم‌ باعث‌ شد، فشارهايي‌ كه‌ به‌ واسطه‌ نبودن‌ دست‌ و پا، بر من‌ وارد مي‌شود را به‌ خوبي‌ تحمل‌ كنم.(5)
بخشي‌ از حمايت‌هاي‌ عاطفي‌ و معنوي‌ بانوان‌ از طريق‌ شعر و از سوي‌ شاعران‌ زن‌ ابراز شده‌ و اين‌ اشعار،بر حضور بيشتر رزمندگان‌ در جبهه‌ها تأثير گذاشته‌ است:

 

سپيده‌ كاشاني‌
كجا مي‌تواني‌ ز قلبم‌ ربايي‌
تو عشق‌ من‌ و ميهن‌ من‌

 

طاهره‌ صفارزاده‌
در سرزمين‌ آسماني‌ جبهه‌
كسي‌ به‌ خويش‌ نمي‌انديشد

 

سيمين‌دخت‌ وحيدي‌
بيا كه‌ خصم‌ ز بدن‌ را به‌ خاك‌ بنشانيم‌
به‌ كوي‌ دوست‌ بشتابيم‌ و سر بيفشانيم‌


صديقه‌ وسمقي‌
وسوسنگرد تنها بود غروب‌ گرم‌ در سبحانيه‌ ديدم‌ كه‌ نخلستان‌ سرود رزم‌ برلب‌داشت‌
 

شهلا آهنج‌
باز مي‌خواند مرا تا آسمان‌
ليك‌ من‌ بنشسته‌ام‌ خاموش‌ و سرد(6)
 

ستادهاي‌ پشتيباني‌
جلوه‌هاي‌ ديگر همراهي‌ خواهران‌ و همسران‌ و مادران‌ مسلمان‌ ايراني‌ را بايد در تهيه‌ و تدارك‌ اجناس‌ و اقلام‌ مورد نياز رزمندگان‌ و سربازان‌ ديد. زنان‌ در حمايت‌ مادي‌ و لجستيكي‌ از جبهه‌هاي‌ جنوب‌ و غرب، از جان‌ و مال‌ خود مايه‌ گذاشتند و صحنه‌ به‌ ياد ماندني‌ و فراموش‌ نشدني‌ فراواني‌ را خلق‌ كردند. آن‌ها براي‌ رزمندگان‌ شال‌ و كلاه‌ بافتند، براي‌ سربازان‌ لباس‌ و ملحفه‌ دوختند و براي‌ سربازان‌ غذاي‌ گرم‌ پختند.به‌ علاوه:
- زهرا محمدي،از 25 گوسفند نذري،كله‌پاچه‌ درست‌ مي‌كند،و آن‌ را از اهواز به‌ خط‌ مقدم‌ مي‌برد تا صبحانه‌اي‌ براي‌ رزمندگان‌ شود.
- خانم‌ خاكباز به‌ همراه‌ يك‌ گروه‌ از خواهران‌ به‌ جبهه‌ مي‌روند، در شب‌ عيد نوروز براي‌ رزمندگان‌ سبزي‌ پلو و ماهي‌ تدارك‌ مي‌بينند.
- بيشتر فعاليت‌هاي‌ آشپزخانه‌ شهيد چمران‌ كه‌ روزانه‌ پنجاه‌ هزار نفر را غذا مي‌داد، از سوي‌ بانوان‌ انجام‌ مي‌شد.
- خواهران‌ مستقر در انبار شهيد علم‌ الهدي‌ اهواز، كار بازسازي‌ چادر صحرايي، سلاح‌ سبك، كيسه‌ خواب‌ و چراغ‌ گرم‌ كننده‌ را انجام‌ مي‌دادند. حاجيه‌ خانم‌ علم‌ الهدي‌ كاروان‌هاي‌ حضرت‌ زينب‌ )ع( را به‌ راه‌ انداخته‌ بود كه‌ خانم‌ها را جهت‌ ديدار از جنگ‌زدگان‌ و خانواده‌هاي‌ شهدا حركت‌ مي‌داد.
- مادر شهيد مجيد و سعيد كاشاني، به‌ مدت‌ هشت‌ سال‌ در پايگاه‌ ام‌الشهداي‌ كاشان‌ كمك‌هاي‌ مردمي‌ را جمع‌آوري‌ و به‌ جبهه‌ ارسال‌ مي‌كرد. ستاد بيت‌ الزهرا)ع( پايه‌گذار ايستگاه‌هاي‌ صلواتي‌ بود،در اين‌ ستاد،از پيرزن‌ 65 ساله‌ تا دختر 18 ساله‌ فعاليت‌ مي‌كردند.
- خانم‌ فاطمه‌ زارعي‌ 60 ساله، در زمان‌ عمليات، 24 ساعته‌ در پشت‌ جبهه‌ يكسره‌ نان‌ مي‌پخت‌ و فقط‌ جهت‌ انجام‌ فرايض‌ دست‌ از كار مي‌كشيد.(7)
زنان‌ در طول‌ جنگ‌ تحميلي)دفاع‌ مقدس( در مساجد، منازل، مدارس‌ و هر مكان‌ ديگري‌ كه‌ امكان‌ تأسيس‌ يك‌ هسته‌ و مركز پشتيباني‌ وجود داشت، به‌ جمع‌آوري‌ كمك‌هاي‌ مردمي، بسته‌بندي، ارسال‌ آن‌ و نيز، ارائه‌ ساير خدمات، پرداختند.اين‌ كوشش‌ها و تلاش‌ها، آن‌ قدر ارزشمند و سرنوشت‌ ساز بود كه‌ امام‌ خميني‌ )ره( با سخناني‌ ساده‌ ولي‌ الهام‌ يافته‌ از معنويت، اين‌گونه‌ از آنان‌ تشكر مي‌كند:
«وقتي‌ كه‌ در تلويزيون‌ اين‌ بانوان‌ محترم‌ را مي‌بينم‌ كه‌ به‌ همراهي‌ و پشتيباني‌ كردن‌ از لشكر و قواي‌ مسلح‌ اشتغال‌ دارند، ارزشي‌ براي‌ آن‌ها در دلم‌ احساس‌ مي‌كنم‌ كه‌ براي‌ كس‌ ديگري‌ نمي‌توانم‌ اين‌ طور ارزش‌ قائل‌ شوم.آن‌ها كارهايي‌ كه‌ مي‌كنند، دنبالش‌ توقع‌ مقامي‌ يا اشتغال‌ پستي‌ يا چيزي‌ كه‌ از مردم‌ خواهش‌ كنند نيست، بلكه‌ سربازان‌ گمنامي‌ هستند كه‌ بايد گفت‌ در جبهه‌ها مشغول‌ جهاد هستند.اين‌ يك‌ هديه‌ الهي‌ است،ما بايد قدر اين‌ نعمت‌ را بدانيم‌ و به‌ اين‌ بانوان‌ و بچه‌هاي‌ پشت‌ جبهه‌ و آن‌ها كه‌ در شهرهاي‌ نيمه‌ مخروبه‌ حاضرند، اقتدا كنيم، ما بايد از اين‌ها اخلاق‌ اسلامي، ايمان‌ و توجه‌ به‌ خدا را ياد بگيريم، ما بايد به‌ اين‌ قشرها كه‌ بي‌توقع‌ به‌ كشور و به‌ همه‌ شما خدمت‌ مي‌كنند، اقتدا كنيم‌ و خودمان‌ را اصلاح‌ كنيم.(8) 
 

امداد و درمان‌
از شليك‌ اولين‌ گلوله‌هاي‌ دشمن‌ و شهيد و مجروح‌ شدن‌ تعدادي‌ از مردم‌ و رزمندگان، زنان‌ مسلمان‌ دل‌سوز اين‌ آب‌ و خاك،دريافتند كه‌ بايد به‌ امداد درمان‌ مجروحان‌ و جانبازان‌ جنگ‌ بپردازند. آن‌ها بدون‌ هيچ‌ چشم‌داشتي‌ تنها به‌ نيت‌ كسب‌ رضايت‌ الهي‌ و اطاعت‌ از مقام‌ ولايت، به‌ جبهه‌ها رفتند،و چه‌ بسا خود مجروح‌ و جانباز شدند،و گاه‌ به‌ خيل‌ شهداي‌ انقلاب‌ پيوستند.اگر زنان‌ داوطلب‌ به‌ مدد و مساعدت‌ جبهه‌ و جنگ‌ نمي‌آمدند،آمار شهداي‌ جنگ‌ فزوني‌ مي‌يافت، و اگر مجروحان‌ به‌ موقع‌ مداوا نمي‌شدند، درمان‌ بعدي‌ آن‌ها، هزينه‌ سنگيني‌ را بر بيت‌المال‌ تحميل‌ مي‌كرد. خانواده‌ها و رزمنده‌ها با مشاهده‌ توجه‌ به‌ امداد و درمان‌ مجروحان‌ جنگي، اشتياق‌ بيشتري‌ براي‌ ادامه‌ حضور داوطلبانه‌ در جبهه‌ احساس‌ مي‌نمودند. هم‌ اينك‌ نيز، بيان‌ نمونه‌ها و جلوه‌هاي‌ زيباي‌ ايثارگري‌ زنان‌ پرستار، بهيار و امدادگر، موجي‌ از عشق‌ و شوق‌ براي‌ خدمت‌ به‌ مردم‌ پديد مي‌آورد:
- مينا كمايي‌ به‌ همراه‌ بيست‌ نفر ديگر، در يك‌ بيمارستان‌ آبادان، امدادگري‌ مي‌كردند و شب‌ها هم‌ در خوابگاه‌ بيمارستان‌ مي‌خوابيدند.
- خانم‌ ميرزايي،وقتي‌ شروع‌ به‌ تميز كردن‌ پهلوي‌ مجروح‌ مي‌كرد، حالش‌ به‌ هم‌ مي‌خورد، ولي‌ به‌ خاطر خدا تحمل‌ مي‌كرد.
- يك‌ پرستار داوطلب، شب‌ها بچه‌اش‌ را به‌ اتاقي‌ در بيمارستان‌ مي‌برد،و لباس‌ها را كپه‌ مي‌كرد،و بچه‌اش‌ را روي‌ آن‌ مي‌خواباند، آن‌ وقت‌ خود به‌ مداواي‌ مجروحان‌ مي‌پرداخت.
- پرستاري‌ ديدم‌ كه‌ توالت‌ها را تميز مي‌كرد، اما ذره‌اي‌ از سختي‌ كار گله‌ نمي‌كرد.
- بسيار ديده‌ شده‌ كه‌ خانمي‌ پرستارمجروحي‌ شيميايي‌ بود، و خود مبتلا به‌ عوارض‌ شيميايي‌ مي‌شد،خانم‌ يوسف‌زاده، تنها نمونه‌اي‌ كوچك‌ از زنان‌ پرستاري‌ است‌ كه‌ به‌ دليل‌ آلودگي‌ شيميايي‌ به‌ شهادت‌ رسيد.(9)
كار امدادگري‌ در شهرهاي‌ مرزي‌ جنوب‌ و غرب، براي‌ زنان‌ طاقت‌فرسا بود،اما عشق‌ به‌ اسلام‌ و انقلاب، امدادگران‌ پير و جوان‌ را بر ماندن‌ استوارتر مي‌ساخت، تا حدي‌ كه‌ بسياري‌ از آن‌ها بي‌توجه‌ به‌ اصرار خانواده‌هايشان، در خطوط‌ جنگي‌ ماندند تا مرهمي‌ بر زخم‌هاي‌ دلير مردان‌ رزم‌ و جنگ‌ باشند.بعضي‌ از آنان، حتي‌ آموزش‌ كلاسيك‌ پرستاري‌ را نديده‌ بودند، ولي‌ به‌ سرعت‌ آموزش‌هاي‌ تجربي‌ را جايگزين‌ آن‌ كردند،و چنان‌ اين‌ آموزش‌ها را با عشق‌ به‌ خدا عجين‌ نمودند كه‌ توانستند، هم‌ پرستار جسم‌ و هم‌ پرستار روح‌ و روان‌ رزمندگان‌ گردند.
 

جهاد مالي‌
توده‌ زنان‌ مسلمان،علاوه‌ بر حضور مستقيم‌ در دفاع‌ مقدس،به‌ انواع‌ حمايت‌ها در پشتيباني‌ از رزمندگان‌ دست‌ زدند كه‌ يكي‌ از آن‌ها مشاركت‌ در كمك‌ مالي‌ به‌ جبهه‌هاي‌ جنگ‌ بوده‌ است.در واقع‌ در دوران‌ دفاع‌ مقدس‌ شاهد اوج‌ ايثارگري‌ مالي‌ زنان‌ بوديم‌ كه‌ امام‌ بارها به‌ آن‌ اشاره‌ كرده‌اند،از جمله:
«ما هر روز شاهد زناني‌ هستيم‌ كه‌ ماحصل‌ عمرشان‌ يك‌ سكه‌ طلا را مي‌آورند و در راه‌ خدا و جنگ‌ انفاق‌ مي‌كنند...آن‌ پيرزن‌ها كه‌ در طول‌ عمرشان‌ تهيه‌ كردند،حالا مي‌آيند براي‌ اسلام‌ مي‌دهند.»(10)
يك‌ نشريه‌ خارجي‌ به‌ مسأله‌ جهاد مالي‌ زنان‌ ايراني‌ به‌ جبهه‌هاي‌ جنگ‌ مي‌پردازد و آن‌ را با كمك‌هاي‌ مالي‌ زنان‌ عراقي‌ مقايسه‌ مي‌كند:
«پرزيدنت‌ صدام‌ با آن‌كه‌ از جانب‌ كشورهاي‌ برادر عرب‌ خود يعني‌ عربستان‌ و كويت‌ به‌ نحو بزرگ‌منشانه‌اي‌ از نظر مالي‌ حمايت‌ مي‌شود)با اين‌ وصف‌ (در 1982 صلاح‌ديد تا از خانم‌هاي‌ كشورش‌ بخواهد تا زيورآلات‌ خود را به‌ جبهه‌ها هديه‌ كنند.تهران‌ رقيب‌ بزرگ‌ جنگي‌ بغداد نياز به‌ چنين‌ اقداماتي‌ نداشت،زيرا در ايران‌ به‌ وضوح‌ انگيزه‌ پاداش‌ الهي‌ و اطمينان‌ از اين‌كه‌ آن‌ها قرباني‌ تهاجم‌ شده‌اند، براي‌ اين‌ كار كافي‌ بود...لذا در مقايسه‌ با عراق‌ كه‌ به‌ دوستان‌ عرب،طرف‌هاي‌ تجاري‌ و ارسال‌ كنندگان‌ اسلحه‌ حداقل‌ 50 ميليارد بدهكار مي‌باشد و باز هم‌ به‌ وسيله‌ پول‌ سلاطين‌ نفتي‌ عرب‌ تغذيه‌ مي‌شود،ولي‌ تهران‌ تاكنون‌ حساب‌ و كتابش‌ با هم‌ مي‌خواند.»(11)
آمار دقيقي‌ از كمك‌هاي‌ زنان‌ ثروتمند عراقي‌ به‌ رژيم‌ صدام‌ در دوره‌ جنگ‌ در دست‌ نيست‌ ولي‌ اين‌ كمك‌ها به‌ اندازه‌اي‌ نبوده‌ كه‌ رژيم‌ عراق‌ را وادارد از آن‌ تقدير نمايد، در عوض،گاه‌ شاهد بوده‌ايم‌ كه‌ زنان‌ عراقي‌ به‌ جاي‌ كمك‌ به‌ سربازان‌ عراقي‌ كمك‌ مالي‌ خود را به‌ ايران‌ داده‌اند تا به‌ مصرف‌ رزمندگان‌ ايراني‌ برسد،گاه‌ اين‌ كمك‌ها به‌ اندازه‌اي‌ بود كه‌ تقدير امام‌ خميني)ره( را به‌ دنبال‌ داشت،كه‌ تقدير 28 آذر 1366 يكي‌ از آن‌هاست:
«مبلغ‌ بسيار ارزنده‌اي‌ كه‌ خانم‌هاي‌ معظم‌ عراقي‌ كه‌ خداوند به‌ آن‌ها هرچه‌ بيشتر توفيق‌ خدمت‌ به‌ اسلام‌ و رزمندگان‌ عزيري‌ كه‌ براي‌ رفع‌ شر قدرت‌ها و وابستگان‌ پست‌ آنان‌ جانفشاني‌ مي‌كنند،واصل‌ شد.از خداوند تعالي‌ سلامت‌ همه‌ را خواهانم.»(12)
 

ايثار و فداكاري‌
زنان‌ علاوه‌ بر اين‌كه‌ فرزندان،همسران،برادران‌ و پدران‌ خود را به‌ مشاركت‌ در دفاع‌ مقدس‌ تشويق‌ مي‌كردند،و اين‌ تشويق‌ها در استقبال‌ مردان‌ براي‌ حضور بيشتر در جبهه‌ها بسيار مؤ‌ثر واقع‌ شد،پس‌ از شنيدن‌ خبر جراحت‌ و شهادت‌ بستگان‌ و عزيزان‌ خود،شكيبايي‌ و بردباري‌ كم‌نظيري‌ را به‌ نمايش‌ گذاشتند كه‌ آن‌ هم‌ در تقويت‌ روحيه‌ رزمندگان‌ به‌ ادامه‌ مردانه‌ جنگ‌ كمك‌ فراواني‌ كرد.مواردي‌ از روحيات‌ قوي‌ زنان‌ را مي‌توان‌ در كلام‌ امام‌ خميني)ره( و مقام‌ معظم‌ رهبري‌ به‌ وضوح‌ ديد:
«در عين‌ حالي‌ كه‌ مادران،جوانان‌شان‌ در جبهه‌ شهيد شده‌اند با كمال‌ خوشرويي‌ و افتخار،افتخار مي‌كنند به‌ اين‌كه‌ جوان‌ آن‌ها در راه‌ اسلام‌ شهيد شده‌ است‌ و باز هم‌ پيشنهاد مي‌كنند كه‌ جوانان‌ ديگر هم‌ داريم‌ و به‌ اسلام‌ تقديم‌ مي‌كنيم.»(13)
از اين‌ رو،جاي‌ تعجب‌ نبود كه‌ در يكي‌ از ديدارهاي‌ خانواده‌ شهدا با امام‌ خميني(ره)،مادري‌ با لهجه‌ خرمشهري‌ فرياد مي‌زد:اي‌ امام،سه‌ پسر داشتم‌ و هر سه‌ شهيد شدند،ديگر فرزندي‌ ندارم‌ تا در راه‌ اسلام‌ قرباني‌ كنم،خدا مرا فداي‌ تو كند.
مقام‌ معظم‌ رهبري‌ نمونه‌اي‌ از ايثارگري‌ و فداكاري‌ اين‌ دسته‌ زنان‌ را برشمرده‌ است:
«در شهري‌ سخنراني‌ داشتم.بعد از پايان‌ سخنراني،همين‌ كه‌ خواستم‌ سوار ماشين‌ شوم،ديدم‌ خانمي‌ پشت‌ سر پاسدارها خطاب‌ به‌ من‌ حرف‌ مي‌زند،گفتم‌ راه‌ را باز كنيد تا ببينم‌ اين‌ خانم‌ چه‌ كار دارد.خانم‌ آمد و گفت:از قول‌ من‌ به‌ امام‌ بگوييد بچه‌ام‌ اسير دشمن‌ بود و اخيرا مطلع‌ شدم‌ كه‌ او را شهيد كرده‌اند،به‌ امام‌ بگوييد فداي‌ سرتان‌ ،شما زنده‌ باشيد،من‌ حاضرم‌ بچه‌هاي‌ ديگر نيز در راه‌ شما شهيد شوند.»(14)
ايثارگري‌ و فداكاري‌ زنان‌ ايراني‌ به‌ اندازه‌اي‌ بوده‌ كه‌ حتي‌ رسانه‌هاي‌ خارجي‌ هم‌ نتوانستند منكر آن‌ شوند،از جمله‌ يك‌ نشريه‌ پاكستاني‌ كه‌ نوشته‌ بود:
«از خانواده‌هاي‌ اسراي‌ جنگي‌ به‌ خوبي‌ مراقبت‌ مي‌شود.بيوه‌ زنان‌ فشارهاي‌ ناشي‌ از جدايي‌ و عدم‌ ارتباط‌ با همسرشان‌ را با وقار و شكيبايي‌ تحمل‌ كرده‌اند.آن‌ها دولت‌ را در قبول‌ تقاضاهاي‌شان‌ كه‌ ممكن‌ است‌ از وجهه‌ كشورشان‌ بكاهد،تحت‌ فشار نگذاشته‌اند اين‌ نوع‌ برخورد هيچ‌گونه‌ شباهتي‌ با صداي‌ گريه‌ بيوه‌ زنان‌ اسراي‌ جنگي‌ عراق‌ ندارد.. .كلا زنان‌ ايراني‌ شجاعت‌ رويارويي‌ با هر مصيبتي‌ را دارند.زنان‌ ايراني‌ كاملا آماده‌ برخورد با هرگونه‌ واقعه‌ اضطراي‌ هستند و برخي‌ از آنان‌ در كلاس‌هاي‌ آموزش‌ نظامي‌ شركت‌ مي‌كنند...آن‌ها براي‌ رويارويي‌ با موقعيت‌هاي‌ مختلف‌ از جمله‌ بمباران‌هاي‌ شيميايي‌ شهرها و براي‌ خدمت‌ در بيمارستان‌هاي‌ صحرايي‌ در پشت‌ جبهه‌ تحت‌ تعليم‌ قرار مي‌گيرند.»(15)
منبع‌ ديگري‌ در اين‌ باره‌ نوشته‌ است:امام‌ خميني)ره( براي‌ دفاع‌ از كشور زنان‌ را فراخواند زيرا مشاركت‌ زنان‌ در جنگ‌ مي‌توانست...
«شجاعت‌ نيروهاي‌ رزمي‌ و حمايت‌ مردم‌ را تقويت‌ نمايد... قبلا مي‌دانستيم‌ كه‌ در ميان‌ بسيجي‌ها... زن‌ وجود دارد كه‌ از آن‌ها براي‌ ارشاد زنان‌ بد حجاب‌ استفاده‌ مي‌شد ولي‌ زنان‌ رزمنده‌ نشان‌ مي‌دهد كه‌ زنان‌ ايراني‌ نقشي‌ بيش‌ از پيش‌ و فعال‌ در جنگ‌ بازي‌ مي‌كنند حتي‌ چادر يلند سنتي‌ مانع‌ به‌ كارگيري‌ تجهيزات‌ جديد جنگي‌ از سوي‌ آنها نمي‌گردد.»(16)
 

تبليغ‌ و همكاري‌ اطلاعاتي‌
جبهه‌ غرب‌ از ويژگي‌هايي‌ برخوردار بود كه‌ در جبهه‌ جنوب‌ كمتر به‌ چشم‌ مي‌خورد،مثلا تلاش‌ دشمن‌ براي‌ اختلاف‌افكني‌ بين‌ شيعه‌ و سني‌ كاملا محسوس‌ بود و يا وجود ضد انقلاب‌ كه‌ با دشمن‌ همكاري‌ مي‌كردند،هوشياري‌ و مراقبت‌هاي‌ اطلاعاتي‌ را اجتناب‌پذير مي‌كرد.نمونه‌هاي‌ فراواني‌ از فعاليت‌هاي‌ تبليغي‌ و اطلاعاتي‌ خواهران‌ و زنان‌ در كردستان‌ در دست‌ است،مانند:
1 - زنان‌ طلبه‌ از حوزه‌ علميه‌ قم‌ و از مدارس‌ اسلامي‌ ديگر به‌ منطقه‌ كردستان‌ اعزام‌ مي‌شدند.آن‌ها از همان‌ آغاز ورود به‌ شكل‌هاي‌ مختلف‌ مورد هجمه،اذيت‌ و آزار دشمنان‌ چون‌ كردهاي‌ مخالف‌ و منافقين‌ قرار مي‌گرفتند.مثلا منافقين‌ كه‌ به‌ اين‌ خانم‌ها مي‌گفتند اگر با كردها رفت‌ و آمد كنيد و غذاي‌ شان‌ را بخوريد،آنان‌ در غذاي‌تان‌ سم‌ مي‌ريزند و كشته‌ مي‌شويد،در عوض،به‌ كردها مي‌گفتند آنان‌ شما را قبول‌ ندارند و تلاش‌ مي‌كنندتا از مذهب‌ تان‌ برگرديد.زماني‌ كه‌ منافقين‌ مي‌ديدند جنگ‌ رواني‌شان‌ بي‌ اثر مانده،دست‌ به‌ ترور مي‌زدند،به‌ عنوان‌ مثال:
- طلبه‌ صديق‌ رودباري‌ ساعتي‌ پس‌ از خاتمه‌ درس‌ قرآن‌ در بانه‌ و در 28 مرداد 1358 به‌ شهادت‌ نائل‌ آمد.
- طلبه‌ فهيمه‌ سياري‌ دو روز پس‌ از اعزام‌ از قم‌ در اثر اصابت‌ تير منافقين‌ به‌ شهادت‌ رسيد.
ولي‌ زنان‌ بي‌توجه‌ به‌ اقدامات‌ دشمن،در طول‌ جنگ‌ به‌ حضور تبليغي‌ خويش‌ در جبهه‌هاي‌ غرب‌ ادامه‌ دادند كه‌ حاصل‌ آن‌ 434 شهيد در كردستان‌ است.71 نفر از اين‌ شهدا در مقابله‌ با ضد انقلاب‌ شهيد شدند.مسن‌ترين‌ آن‌ها آمنه‌ نيكي‌ نام‌ داشت‌ كه‌ در سن‌ 78 سالگي‌ و در 16 شهريور 1359 در سنندج‌ ترور گرديد و كوچك‌ترين‌ آنان‌ دختر 2 ساله‌اي‌ بود به‌ نام‌ روناك‌ مؤ‌مني‌فرد كه‌ در 15 تير 1367 در اثر اصابت‌ تركش‌ سلاح‌هاي‌ ضدانقلاب‌ شهيد گشت.(17)
2 - ضدانقلاب‌ در كردستان‌ چون‌ مي‌دانست‌ براداران‌ سپاهي،كميته‌اي‌ و بسيجي‌ دست‌ به‌ نامحرم‌ نمي‌زنند،اطلاعات‌ نظامي،سلاح‌هاي‌ سبك‌ جنگي‌ و نقشه‌هاي‌ عملياتي‌ را از طريق‌ زنان‌ وابسته‌ به‌ خود رد و بدل‌ مي‌كرد،از اين‌ رو،تعدادي‌ از خواهران‌ به‌ منطقه‌ اعزام‌ و مأمور بازرسي‌ و گشت‌ از زنان‌ مشكوك‌ شدند.مريم‌ كاتبي‌ كه‌ خود يكي‌ از اعزام‌ شده‌هاي‌ به‌ منطقه‌ كردستان‌ است،در اين‌ باره‌ نوشته‌ است:
يك‌ روز مي‌بايست‌ زني‌ را مي‌گشتيم‌ كه‌ بچه‌اي‌ در بغل‌ داشت‌ و به‌ علت‌ نداشتن‌ كهنه،لباس‌ مادرش‌ و لباس‌ خود را كثيف‌ كرده‌ بود.مادر اين‌ كار به‌ عمد كرده‌ بود تا رغبت‌ نكنيم‌ او را بگرديم.بوي‌ تعفن‌ در آن‌ محيط‌ گرم،محوطه‌ چادر را پر كرده‌ بود اما چاره‌اي‌ نبود بايد او را مي‌گشتيم،وي‌ مانع‌ كار مي‌شد.وقتي‌ مي‌خواستيم‌ او را بگرديم‌ حركتي‌ كرد كه‌ چينه‌ دور كمرش‌ باز شد و يك‌ نارنجك،يك‌ سري‌ ورق‌ و مقداري‌ پول‌ و...بيرون‌ ريخت.بلافاصله‌ آن‌ها را جمع‌ كرديم‌ ،مردها را بيرون‌ چادر نگه‌ داشتيم‌ و زن‌ها را داخل‌ چادر. بزرگ‌ترين‌ شخص‌ در آن‌ جمع،19سال‌ داشت...بعدها برادر محمد گفت:نقشه‌هايي‌ كه‌ آن‌ روز از آن‌ زن‌ گروهكي‌ گرفتيد باعث‌ شد تعداد زيادي‌ از سران‌ گروهك‌ها و نقشه‌هاي‌ عملياتي‌ آن‌ها لو برود و ما توانستيم‌ تعداد زيادي‌ از آن‌ها را در شهر دستگير كنيم. (18)
نتيجه‌اي‌ كه‌ از مطالبي‌ كه‌ گذشت‌ مي‌توان‌ گرفت‌ عبارت‌ است‌ از:
1 -
جنگ‌ تحميلي، پس‌ از انقلاب‌ اسلامي‌ كارزار ديگري‌ براي‌ زنان‌ آفريد.آن‌ها از نخستين‌ روزهاي‌ جنگ، همپاي‌ رزمندگان‌ به‌ ستيز با دشمن‌ پرداختند. گاه‌ تن‌ به‌ تن‌ جنگيدند، و گاه‌ با پرداختن‌ به‌ امور جنگي، حضور مستقيم‌ خود را در دفاع‌ مقدس، حفظ‌ كردند.به‌ تدريج‌ و با طولاني‌ شدن‌ آن، جنگ‌ به‌ ديگر نقش‌هاي‌ خدماتي‌ زنان، نياز پيدا كرد، از اين‌ رو، زنان‌ به‌ پشتيباني‌ از جبهه‌ در پشت‌ جبهه‌ روي‌ آوردند،به‌ شهرها و خطوط‌ جنگي‌ رفتند تا به‌ امداد و درمان‌ جنگجويان‌ بپردازند.در جبهه‌ و پشت‌ آن، به‌ طرق‌ مختلف‌ و اعجاب‌انگيز در تقويت‌ روحيه‌ رزمنده‌ها كوشيدند.البته‌ همه‌ خدمات‌ جنگي‌ را در آنچه‌ بر شمرديم،نمي‌توان‌ خلاصه‌ كرد، بلكه‌ بايد كار زناني‌ را كه‌ براي‌ رزمندگان‌ شعر، داستان، حماسه‌ نوشتند، موسيقي، فيلم‌ و تئاتر ساختند، عكس، خبر و گزارش‌ تهيه‌ كردند، شهيد، جانباز و اسير شدند.اين‌ها تنها بخشي‌ از خدمات‌ آنان‌ به‌ جنگ‌ است.
2 - آنچه‌ زنان‌ را واداشت‌ كه‌ در بدترين‌ شرايط‌ با اقل‌ امكانات‌ در جنگي‌ نابرابر به‌ ياري‌ جنگجويان‌ يا مدافعان‌ كشور بپردازند، ايمان‌ به‌ جزاي‌ خير در نزد خداوند و اعتقاد به‌ درستي‌ راه‌ امام‌ بود، در غير اين‌ صورت، بعيد بود پس‌ از آن‌ كه‌ با ايثار جان، مال‌ و اولاد خود، انقلاب‌ اسلامي‌ را به‌ پيروزي‌ رساندند، بار ديگر براي‌ پاس‌داشت‌ آن‌ مجبور باشند، آنچه‌ از مال‌ و جان‌ و اولاد براي‌شان‌ باقي‌ مانده، فداي‌ حفظ‌ انقلاب‌ نمايد. بي‌ شك‌ از مهم‌ترين‌ علل‌ پيروزي‌ جنگ، حضور خالصانه‌ همين‌ زنان‌ در عرصه‌ دفاع‌ بود، حتي‌ فراتر از اين‌ مي‌توان‌ گفت‌ كه: ملتي‌ كه‌ بانوانش‌ در صف‌ مقدم‌ براي‌ پيشبرد مقاصد اسلامي‌ هست، آسيب‌ نخواهد ديد. (19)
با توجه‌ به‌ آنچه‌ كه‌
الف‌ - امام‌ فرمود: حضور زنان‌ در صحنه‌ سياسي‌ و اجتماعي‌ نه‌ تنها لازم، بلكه‌ واجب‌ و ضروري‌ است... و زن‌ بايد در مقررات‌ اساسي‌ مملكت‌ دخالت‌ كند. (20)
ب‌ - عملا زنان‌ در فرآيند پيروزي‌ انقلاب‌اسلامي‌ و پس‌ از آن‌ و بويژه‌ در دفاع‌ مقدس‌ به‌ نمايش‌ گذاشتند.
ترديدي‌ در ضرورت‌ حضور سياسي،اجتماعي‌ و دفاعي‌ زن‌ باقي‌ نمانده‌ است،اما براي‌ نسل‌ جديدي‌ كه‌ صحنه‌هاي‌ خداپسندانه‌ حضور زنان‌ را نديده‌ و حتي‌ كمتر آن‌ را به‌ گوش‌ شنيده‌ است، بايد الگويي‌ ارائه‌ كرد كه‌ با حفظ‌ حضور سياسي، اجتماعي‌ و دفاعي،خود به‌ وظايف‌ يك‌ زن‌ مسلمان‌ عمل‌ كند.از اين‌ رو،اين‌ سؤ‌ال‌ مطرح‌ مي‌شود كه‌ شرايط‌ و ويژگي‌هاي‌ حضور سياسي،اجتماعي‌ و دفاعي‌ زنان‌ چيست؟ براي‌ يافتن‌ پاسخ‌ اين‌ سؤ‌ال،به‌ برخي‌ از اين‌ ويژگي‌ها اشاره‌ مي‌كنيم:
رعايت‌ پوشش‌ اسلامي: توده‌ زنان‌ مسلمان‌ در طول‌ تاريخ‌ يك‌ صد سال‌ گذشته، با حفظ‌ حجاب‌ و پوشش، حركت‌هاي‌ عظيم‌ آفريدند، حتي‌ حوادث‌ سال‌هاي‌ پيروزي‌ انقلاب‌ اسلامي‌ و پس‌ از آن، شاهد حضور زنان‌ چادري‌ بوده‌ است. براي‌ امروز و فردا هم‌ اين‌ پوشش‌ بر پايه‌ تعاليم‌ قرآن‌ و تجارب‌ انسان‌ يك‌ ضرورت‌ است. امام‌ خميني‌ )ره( هم‌ بر اين‌ حضور با پوشش‌ اسلامي‌ زنان‌ تأكيد ورزيده‌ است: امروز بايد خانم‌ها وظايف‌ اجتماعي‌ خودشان‌ را، وظايف‌ ديني‌ خودشان‌ را بايد عمل‌ بكنند و عفت‌ عمومي‌ را حفظ‌ بكنند ،و روي‌ آن‌ عفت‌ عمومي، كارهاي‌ اجتماعي‌ و سياسي‌ را انجام‌ دهند . (21) زن‌ها هم‌ بايد در فعاليت‌هاي‌ اجتماعي‌ و سياسي، هم‌ دوش‌ مردها باشند، البته‌ با حفظ‌ آن‌ چيزي‌ كه‌ اسلام‌ فرموده‌ است. (22)يكي‌ از چيزهايي‌ كه‌ اسلام‌ در اين‌ باره‌ بر آن‌ تأكيد دارد رعايت‌ حجاب‌ و پوشش‌ اسلامي‌ است‌ لذا امام‌ خميني‌ )ره(بر حضور زنان‌ در دفاع‌ مقدس‌ با حفظ‌ كامل‌ حجاب‌ اسلامي‌ اصرار ورزيده‌ اند و اين‌ مسأله‌ در سيره‌ امام‌ و در استفتاي‌ زير مشهود است:
سئوال: آيا امدادگري‌ خواهران‌ در جبهه‌ها از نظر شرع‌ اسلام‌ اشكال‌ دارد؟
جواب: با مراعات‌ كامل‌ حجاب‌ واجب‌ و )با( اجتناب‌ از محرمات‌ اشكال‌ ندارد. (23)
اشتغال‌ در كارهاي‌ متناسب: اين‌ كه‌ زنان‌ از نظر اسلام‌ مجاز به‌ فعاليت‌ مفيد توليدي، فرهنگي، خدماتي‌ و غير آن‌ در بيرون‌ از محيط‌ خانه‌اند، ترديدي‌ وجود ندارد،با اين‌ وصف، قرآن‌ بر متناسب‌ بودن‌ مشاغل‌ با توانايي‌هاي‌ روحي‌ و جسمي‌ زنان‌ تأكيد مي‌ورزد:
امام‌ خميني‌ )ره( در اين‌ مورد فرمودند:
زنان‌ از نظر اسلام‌ نقش‌ حساسي‌ در بناي‌ جامعه‌ اسلامي‌ دارند و اسلام‌ زن‌ را تا حدي‌ ارتقأ مي‌دهد كه‌ او بتواند مقام‌ انساني‌ خود را در جامعه‌ بازيابد و از حد شيء بودن‌ بيرون‌ بيايد و متناسب‌ با چنين‌ رشدي‌ مي‌تواند در ساختمان‌ حكومت‌ اسلامي‌ مسئوليت‌هايي‌ را برعهده‌ بگيرد. (24)
در اين‌ سخن‌ امام، تأكيد بر رشد معنوي‌ زنان‌ است، ولي‌ كسي‌ شك‌ ندارد كه‌ امام‌خميني‌ )ره( در طول‌ پس‌ از انقلاب‌ اسلامي،مسئوليت‌ سياسي‌ اجتماعي‌ زنان‌راتنهابارعايت‌وحفظنقش‌مادري‌پذيرفته‌است: شماهاموظف‌هستيدكه‌اولادخودتان‌ راخوب‌تربيت‌ كنيد. (25)به‌ نظر مي‌رسد امام‌ خميني)ره(بر اين‌ عقيده‌ بوده‌ اند كه‌ بايد مشاغل‌ و مأموريت‌هاي‌ متناسب‌ با وضعيت‌ روحي‌ و جسمي‌ زنان‌ به‌ آنان‌ در جبهه‌هاي‌ جنگ‌ واگذار شود، لذا زماني‌ كه‌ بانويي‌ از ايشان‌ مي‌پرسند كه‌ آيا رفتن‌ زنان‌ به‌ جبهه‌ براي‌ كارهاي‌ امدادي‌ و فرهنگي‌ اشكال‌ دارد؟ معظم‌ له‌ پاسخ‌ داده‌ اند:شركت‌ زنان‌ در خدمات‌ فرهنگي‌ و اجتماعي‌ با مراعات‌ كامل‌ حجاب‌ شرعي‌ مانع‌ ندارد.(26)
توجه‌ به‌ حقوق‌ همسر و فرزند: رهبري‌ انقلاب‌ به‌ تأثير از اسلام‌ بر حضور سياسي‌ و اجتماعي‌ زنان‌ با حفظ‌ و رعايت‌ حقوق‌ همسر صحه‌ گذاشته، و آن‌ را مقدم‌ بر كار بيرون‌ از خانه‌ خانم‌ها مي‌داند:
وقتي‌ راجع‌ به‌ مسئوليت‌ داخلي‌ زن‌ صحبت‌ مي‌كنيم، منظورمان‌ اين‌ نيست‌ كه‌ بايد مسئوليت‌ اجتماعي‌ از دوش‌ زن‌ برداشته‌ شود، بلكه‌ مسئوليت‌ اجتماعي‌ هم‌ بردوش‌ اوست، و آن‌ غير اين‌ است، ولي‌ اينجا تقدم‌ وجود دارد، هم‌چنان‌ كه‌ در مورد مرد هم‌ تقدم‌ وجود دارد....)خانم‌ها( با حفظ‌ مسئوليت‌ (خانوادگي) هر مقدار كه‌ توانايي‌ دارند،براي‌ مسئوليت‌ اجتماعي‌ سياسي‌ صرف‌ كنند. (27)
البته‌ معظم‌ له‌ بار ديگر بر اين‌ نكته‌ تأكيد ورزيد كه‌ رعايت‌ و حفظ‌ حقوق‌ همسر مشروط‌ است‌ به‌ اين‌ كه‌ عدم‌ حضور سياسي‌ اجتماعي‌ زنان،لطمه‌اي‌ به‌ اساس‌ دين‌ وارد نكند، و زماني‌ كه‌ حاضر نبودن‌ زنان‌ بيم‌ لطمه‌ خوردن‌ به‌ اسلام‌ را درپي‌داشته‌باشد،اذن‌شوهربراي‌درخانه‌ماندن‌ زنان، ضرورت‌ شرعي‌ نخواهد داشت.(28)
درباره‌ تربيت‌ كودكان، هر يك‌ از والدين، نقش‌ اساسي‌ و تعيين‌ كننده‌ دارند، ولي‌ نقش‌ تربيتي‌ مادر با اهميت‌تر است، زيرا، مادر به‌ لحاظ‌ احساسات‌ و عواطف‌ خود، روابط‌ نزديك‌تر و عاطفي‌تر با فرزندان‌ دارد. امام‌ خميني‌ )ره( در تأييد اين‌ موضوع‌ فرمود: عواطفي‌ كه‌ در بانوان‌ هست‌ مخصوص‌ خودشان‌ است‌ و در مردهااين‌ عواطف‌ نيست‌ (29) همين‌ عواطف‌ پاك‌ مادرانه، ابزار اصلي‌ در تربيت‌ اخلاقي‌ كودكان‌ است، مشروط‌ به‌ اين‌ كه‌ زن‌ از مسئوليت‌ كارهاي‌ بيرون‌ منزل، فارغ‌ باشد، در غير اين‌ صورت، زن‌ هم‌ نمي‌تواند در انجام‌ چنين‌ مسئوليتي‌ بزرگ، موفق‌ شود. ويل‌ دورانت‌ در تأييد اين‌ مسأله‌ نوشته‌ است:
اگر زن‌ امروز غرب‌ در حفظ‌ خانواده‌ و تربيت‌ كودك‌ ناتوان‌ به‌ نظر مي‌رسد براي‌ آن‌ است‌ كه‌ او مدتي‌ است‌ طبيعت‌ خود را كه‌ همان‌ ايفاي‌ نقش‌ همسري‌ و تربيت‌ كودك‌ در خانه‌ است‌ را از ياد برده‌ است‌ .(30)
مقام‌ معظم‌ رهبري‌ بر نقش‌ مهمي‌ كه‌ زن‌ در اين‌ راستا )تربيت‌ فرزندان( دارد، تأكيد مي‌ورزد و حضور سياسي‌ اجتماعي‌ زن‌ را منوط‌ به‌ انجام‌ خوب‌ تربيت‌ فرزندان‌ و كودكان‌ مي‌داند:
مادر به‌ لحاظ‌ رنج‌هاي‌ طاقت‌فرسا براي‌ پرورش‌ فرزندان‌ و مهر خالصانه، در مرتبه‌اي‌ بالاتر از پدر قرار دارد.كم‌رنگ‌ شدن‌ محبت‌ ميان‌ مادران‌ و اطفال، ارتباط‌ عاطفي‌ آنان‌ را رو به‌ زوال‌ مي‌برد، و اين‌ وضع‌ در بروز ناهنجاري‌هاي‌ فردي‌ و اجتماعي‌ دخالت‌ مهمي‌ دارد،از آن‌جاكه‌ مادر نمونه‌ مهرورزي‌ و عواطف‌ سرشار است، مظهر رحمت‌ الهي‌ مي‌باشد و رضايت‌ و دعاي‌ او سبب‌ جلب‌ رضايت‌ پروردگار و غفران‌ الهي‌ خواهد بود.از ديدگاه‌ ارزشي‌ اسلام، مادر سهم‌ اصلي‌ و اساسي‌ را در تربيت‌ كودك‌ ايفأ مي‌كند و افراد ديگر، حتي‌ پدر، معلم‌ و استاد در مقايسه‌ با نقش‌ مادر، جنبه‌ ثانوي‌ دارند.از اين‌ رو، امام‌ خميني‌ )ره( فرمود: دامن‌ مادر، بزرگ‌ترين‌ مدرسه‌اي‌ است‌ كه‌ بچه‌ در آن‌جا تربيت‌ مي‌شود...(31)اين‌ نظر اسلام‌ است...در عين‌ حال‌ ميدان...سياسي‌ برروي‌ او باز شده‌ است.(32)
تنها در شرايط‌ عادي‌ رعايت‌ حقوق‌ همسر و فرزند بر زنان‌ لازم‌ و واجب‌ نيست‌ بلكه‌ در دوره‌ و زمان‌ جنگ‌ نيز اين‌ وظيفه‌ بر دوش‌ بانوان‌ است. به‌ همين‌ دليل‌ امام‌ خميني‌ در پاسخ‌ به‌ يك‌ استفتأ فرمودند:
بزرگ‌ ترين‌ وظيفه‌ زن‌ كوشش‌ در انجام‌ وظايف‌ شوهرداري‌ و تربيت‌ صحيح‌ و اسلامي‌ فرزندان‌ است‌ و شركت‌ در خدمات‌ اوليه‌ درماني‌ )جبهه‌ها(با مراعات‌ كامل‌ حجاب‌ شرعي‌ و در صورتي‌ كه‌ شوهر داشته‌ بلاشد با اجازه‌ شوهر،مانع‌ ندارد. (33)
 

نتيجه‌
سخن‌ قرآن‌ و انقلاب‌ اسلامي‌ برآمده‌ از آن، در زمينه‌ حضور سياسي،اجتماعي‌ و دفاعي‌ زنان‌ اين‌ است‌ كه:حضور سياسي‌ ،اجتماعي‌ و دفاعي‌ بي‌اشكال‌ است‌ مشروط‌ به‌ اين‌ كه‌ پوشش‌ اسلامي‌ حفظ‌ شود، حقوق‌ همسران‌ رعايت‌ گردد، تربيت‌ كودكان‌ به‌ فراموشي‌ سپرده‌ نشود، و نيز، زنان‌ اموري‌ را برگزينند كه‌ با توانايي‌ جسمي‌ و روحي‌ آنان‌ متناسب‌ باشد. البته‌ همه‌ شرايط‌ حضور سياسي،اجتماعي‌ و دفاعي‌ زنان‌ به‌ نكاتي‌ كه‌ برشمرديم، خلاصه‌ نمي‌شود.نكاتي‌ چون‌ پرهيز از حضور در محيطهاي‌ خلوت‌ با مردان، مراقبت‌ از لحن‌ و گفتار خود به‌ هنگام‌ سخن‌ گفتن‌ با مردان، مراقبت‌ از گناه‌ در مكان‌هاي‌ پرازدحام، مواظبت‌ از نگاه‌هاي‌ آلوده‌ و.. نيز از مسائل‌ مهم‌ با اهميت‌ در اين‌ زمينه‌ است، به‌ آن‌ دليل‌ كه‌ خداوند مي‌فرمايد: ما انسان‌ را از گل‌ آفريديم‌ و از وسوسه‌هاي‌ نفساني‌ او آگاهيم.(34)
با گذشت‌ نزديك‌ به‌ دو دهه‌ پس‌ از دفاع‌ مقدس،بخش‌ زيادي‌ از زنان‌ ايراني، هم‌چنان‌ با رعايت‌ ارزش‌ها و حدود اسلامي‌ در صحنه‌ حاضرند، ولي‌ دور شدن‌ از سال‌هاي‌ دفاع‌ مقدس، فاصله‌ نسل‌ جديد از نسل‌هاي‌ قديمي‌تر، تهاجم‌ يا شبيخون‌ فرهنگي‌ و... اندكي‌ حضور پرشور و با پوشش‌ اسلامي‌ زنان‌ را تحت‌ الشعاع‌ قرار داده،البته‌ يك‌ راه‌ براي‌ جبران‌ و رفع‌ معايب‌ و نواقصي‌ كه‌ بروز كرده، حضور فعال‌تر توده‌ زنان‌ مسلمان‌ در صحنه‌ است، ولي‌ براي‌ انقلاب‌ اسلامي، صرف‌ حضور زنان‌ كافي‌ نيست، بلكه‌ حضور زن‌ بدون‌ پوشش‌ اسلامي‌ ديگر به‌ پاسداري‌ از انقلاب‌ اسلامي‌ نمي‌انجامد.در عمل‌ هم‌ و بيش‌ از گذشته‌ بايد نشان‌ داد كه‌ حجاب‌ مانعي‌ براي‌ حضور سياسي،اجتماعي‌ و دفاعي‌ نيست، به‌ علاوه، بايد از مزايايي‌ كه‌ حجاب‌ در پاس‌داشت‌ از اركان‌ خانواده، تربيت‌ اجتماعي‌ و.. دارد، بيشتر سخن‌ گفت. ضرورت‌ حضور سياسي،اجتماعي‌ و دفاعي‌ زنان‌ مسلمان‌ زماني‌ مهم‌ جلوه‌ مي‌كند كه‌ بقاي‌ انقلاب‌ اسلامي‌ به‌ جزء حمايت‌ مردان‌ و زنان‌ اين‌ مرز و بوم‌ ميسر نيست، به‌ ويژه‌ اين‌ كه‌ زنان‌ چون‌ در پيروزي‌ انقلاب‌اسلامي‌ نقش‌ پررنگ‌تر و در دفاع‌ مقدس‌ نقش‌ اساسي‌ داشته‌اند، در حفظ‌ ارزش‌هاي‌ آن‌ دو هم‌ بايد همان‌ نقش‌ را هم‌چنان‌ حفظ‌ كنند.
 

پي‌ نويس‌ها
1) نقش‌ و كاركرد زنان‌ در بحران، مجموعه‌ مقالات‌ و سخنراني‌هاي‌ همايش‌ زن‌ و بحران، )تهران:گروه‌ اجرايي‌ همايش،1382)ص201.
2) فرزانه‌ مافي، آشنايان‌ نا آشنا )تهران: دبير خانه‌ دائمي‌ كنگره‌ بررسي‌ نقش‌ زنان‌ در دفاع‌ و امنيت، 1376) ص125.
3) طاهره‌ قاسمي، عشق‌ ماندگار ) تهران: دفتر امور زنان‌ سپاه، 1383) ص‌ 22.
4) صحيفه‌ نور، ج‌ 14، ص‌ 230.
5) قاسمي، همان، ص‌ 15.طاهره‌ قاسمي، مستوران‌ روايت‌ فتح‌ )تهران:كنگره‌ نقش‌ زن‌ در دفاع‌ و امنيت(ص‌ 9.
6) فريبا انيسي‌ ، زنان،هنر و دفاع‌ مقدس:نگاهي‌ كوتاه، ماهنامه‌ پيام‌ زن)ويژه‌ نامه‌ زن‌ در جمهوري‌ اسلامي‌ ايران( دفتر چهارم)فروردين‌ 1384)ص‌ 145-157.
7) فريبا انيسي‌ ، زنان، دفاع‌ مقدس‌ و گسترش‌ فرهنگ‌ شهادت‌ و ايثار: روايتي‌ دوباره، همان‌ ، دفتر سوم‌ ص‌ 251.
8) صحيفه‌ نور، ج‌ 14، ص‌ 133.
9) امير معصومي، زنان‌ جنگ‌ )تهران: تبليغات‌ و انتشارات‌ ارتش، 1376) ص‌ 30. ليلا محمدي، ديدار زخم‌ها )تهران: دفتر هنر و ادبيات، 1381) ص‌ 40. پالين‌ نور، خاطرات‌ امداد گران‌ و پزشكان‌ جبهه‌ )تهران: حديث، 1376) ص‌ 18.
10) صحيفه‌ نور،ج16،ص176 و ج17،ص64.
11) نشريه‌ فرانكفورترروندشاو آلمان‌ به‌ تاريخ1988/1/8. به‌ نقل‌ از معصومه‌ راغبي)بيات( چهره‌ زن‌ ايراني‌ در مطبوعات‌ بيگانه ماهنامه‌ پيام‌ زن)ويژه‌نامه‌ زن‌ در جمهوري‌ اسلامي‌ ايران( دفتر يكم)فروردين‌ 1384)ص124.
12) صحيفه‌ نور،ج20،ص166.
13) صحيفه‌نور،ج14،ص231.
14) حديث‌ ولايت)مجموعه‌ رهنمودهاي‌ مقام‌ معظم‌ رهبري(،ج1)تهران:سازمان‌ تبليغات‌ اسلامي،1376)ص26.
15) نشريه‌ پاكستان‌ تايمز به‌ تاريخ1988/5/13.به‌ نقل‌ از راغبي)بيات(،همان.
16) نشريه‌ پاري‌ماج‌ فرانسه‌ به‌ تاريخ1986/11/20. به‌ نقل‌ از راغبي)بيات(،همان.
17) آلاله‌هاي‌ سرخ‌ كردستان،كميته‌ علمي‌ يادواره‌ شهداي‌ زن)سنندج: ستاد اجرايي‌ يادواره،1379)ص29.
18) ماهنامه‌ پيام‌ زن،شماره‌ 80)آبان‌ 1377)ص6.
19) صحيفه‌ نور،ج1،ص80.
20) همان، ج‌ 15،همان،ص153.
21) همان، ج‌ 18،همان، ص264.
22) همان‌ ،ج‌ 18،ص‌ 264.
23)امام‌ خميني)ره(،استفتاآت،ج3)قم:دفتر انتشارات‌ اسلامي‌ ،1381)ص344.
24)صحيفه‌ نور،ج3)همان،ص92.
25)همان،ج5 ،ص261.
26)امام‌ خميني)ره(،استفتاآت،همان،ص351.
27)مجمعه‌ مصاحبه‌هاي‌ مقام‌ معظم‌ رهبري‌ در دوران‌ رياست‌ جمهوري)تهران:سازمان‌ مدارك‌ انقلاب‌ اسلامي،1369)ص204.
28)در اين‌ باره‌ مستندات‌ زيادي‌ از امام‌ خميني)ره( بر جاي‌ مانده‌ است‌ ، از جمله:
الف‌ ج‌ آيت‌ الله‌ عميد زنجاني‌ در كتاب‌ خاطرات‌ خود آورده: بعدها كم‌ كم‌ اين‌ شبهات‌ مطرح‌ شد كه‌ آقا مثلا آمدن‌ زن‌ چطور است‌ ؟ بيايد يا نيايد؟ خوب‌ در جواب‌ گفته‌ مي‌شد اگر واقعا اين‌ كار وظيفه‌ است‌ احتياجي‌ به‌ اجازه‌ شوهر ندارد. عميد اضافه‌ مي‌كند در آن‌ زمان‌ و با تأسي‌ از اجازه‌ امام‌ زنان‌ بي‌ توجه‌ به‌ اين‌ شبهات‌ در راهپيمايي‌ها و تظاهرات‌ شركت‌ مي‌كردند.ر.ك: حاجي‌ بيگي، خاطرات‌ عميد زنجاني،ص213.
ب‌ ج‌ خانم‌ فاطمه‌ طباطبايي)همسر سيد احمد خميني( مي‌گويد: امام‌ بارها از دست‌ كساني‌ كه‌ نظرات‌ ارتجاعي‌ داشتند ناليدند ... يادم‌ مي‌آيد در همان‌ اوايل‌ انقلاب‌ يكي‌از آقايان‌ ... نزد ايشان‌ آمده‌ بود و گفته‌ بود: شما در حال‌ حاضر قدرت‌ زيادي‌ داريد و هر كاري‌ بخواهيد مي‌توانيد انجام‌ دهيد بياييد از اين‌ قدرت‌ تان‌ استفاده‌ كنيد و دستور بدهيد تمام‌ خانم‌ها از ادارات‌ به‌ خانه‌هاي‌ شان‌ برگردند و كار نكنند ... امام‌ آن‌ را با من‌ در ميان‌ گذاشتند ... ديد مقدس‌ نماها نسبت‌ به‌ زن‌ اين‌ چنين‌ بود. مي‌گفتند چه‌ معني‌ دارد كه‌ زن‌ كار كند و مرد به‌ خانه‌ بيايد و ببيند غذاي‌ شبش‌ آماده‌ نيست؟ بعضي‌ها مي‌گويند حضرت‌ امام‌ زن‌ها را پررو كرده‌ اند. .. گاهي‌ امام‌ از مقدس‌ نماها فرياد مي‌زدند، وقتي‌ كه‌ مي‌ديدند اين‌ عده‌ مثلا پوشش‌ زن‌ را كافي‌ نمي‌ دانند و با كار كردن‌ و بيرون‌ آمدن‌ او از خانه‌ مخالفت‌ مي‌كنند.اين‌ها اعتقادشان‌ اين‌ بود كه‌ زن‌ بايد در خانه‌ باشد و البته‌ مشخص‌ است‌ كه‌ وقتي‌ زن‌ در خانه‌ محصور شد و هيچ‌ ارتباطي‌ با دنياي‌ بيرون‌ از خانه‌ نداشت‌ هرچه‌ شوهرش‌ گفت‌ بايد بگويد چشم ر.ك:اميررضا ستوده‌ ، پا به‌ پاي‌ آفتاب،ج1)تهران:انتشارات‌ پنجره،1380)ص174.
ج‌ ج‌ استفتائي‌ از امام‌ به‌ شرح‌ زير صورت‌ صورت‌ گرفته‌ است:
سئوال:شركت‌ زن‌ها در مسائل‌ اجتماعي‌ مثل‌ عضويت‌ سپاه‌ پاسداران‌ ، شركت‌ در راهپيمايي‌ها، نماز جمعه‌ و انتخابات‌ چه‌ حكمي‌ دارد؟ و اگر به‌ حد وجوب‌ برسد با نهي‌شوهر چگونه‌ مي‌ شود؟ وآيا بين‌ اين‌ موضوعات‌ از جهت‌ حكم‌ فرقي‌ هست‌ يا نه؟
جواب: موارد مختلف‌ است‌ و به‌ حسب‌ حال‌ اشخاص‌ هم‌ ممكن‌ است‌ فرق‌ كند و اگر در موردي‌ به‌ موجب‌ اقتضأ ضرورت‌ واجب‌ شد نهي‌ شوهر مانع‌ نيست. ر.ك: امام‌ خميني)ره(، استفتاآت، همان،ص326 .
29)صحيفه‌ نور،ج14،همان،ص230.
30) ويل‌ دورانت، لذات‌ فلسفه، ترجمه‌ عباس‌ زرياب‌ )تهران: انديشه، 1372) ص‌ 147.
31) علي‌ خامنه‌اي)مقام‌ معظم‌ رهبري(، زن‌ از ديدگاه‌ مقام‌ معظم‌ رهبري)تهران:نوادر،1378) ص71.
32) علي‌ خامنه‌ اي)مقام‌ معظم‌ رهبري(، آيينه‌ زن)قم:طه،1381) ص‌ 177.
33)امام‌ خميني)ره(،استفتاآت،همان،ص348.
34) ق‌ / 16.!!