زندگي کوروش کبير
دوشنبه 25 بهمن 1389 7:12 PM|
کوروش کبير: پارسوماش بود تسخير و خود را پادشاه بزرگ شهرآنشان خواند و اين امر ظاهرا از آن رو بود كه آنشان به سبب آنكه در خط ايلام نام و آوازه اي بيشتر داشته بيشاز نام پارسوماش ميتوانست حس غرور وي را ارضا كند.پس از مرگ وي ( چيش پيش ) پادشاهي پارسيان عبارت بوداز ايالت پارسوماش كه انشان و پارسه نير بدان افزوده شده بود.او قلمرو خود را مانند سلاطين مرونژي بين دو پسر خويش تقسيم كرد :اريارمنه كادر ناز و نعمت به دنيا آمده بود ( 640-590ق.م)و كوروش اول(حدود 640-600)كه «شاه بزرگ»پارسوماش شد.به روايت كتيبه ي بيستون كه تاليف هرودوت نيز موبد آن است از قرن هفتم ق.م پارس خاندان هخامنشيان حكومت مي كرده است.بعد از مؤسس خاندان كه هخامنش نام داشت و پسرش (چيش پيش)اين خاندان به دو شاخه متقسم گشت كه هر دو در آن سرزمين سلطنت داشتند كوروش اول پادشاه پارسوماش و كمبوجيه اول ، پدر كوروش دوم(كوروش كبير)مؤسس پادشاهي پارس (ايران) از شاخه ي اول بودندبه گفته ي هرودوت كمبوجيه ي اول ماندانا دختر آستياگ پادشاه ماد را به زني گرفت(نتيجه ي آن كوروش بزرگ بودكه امپراطوري هخامنشي راتاسيس نمود.)آريارمنه پسر ديگر چيش پيش و فرزند او آرشامه . نواده ي وي - ويشتاسپ - به شاخه ي دوم تعلق داشتند غالبا " به حدس مي گويند كه دو پادشاهي وجود داشته ،يكي « انشان »و ديگري « پارس »و در يكي شاخه ي ارشد و درديگري شاخه ي اصغر هخامنشيان حكومت مي كرده است طبق نوشه ي استوانه ي نبونيد ، پادشاه بابل ،تا روي كار آمدن كوروش كبير سه تن از پادشاهان آن سلسله يكي پس از ديگريدر آن نواحي(پارسوماش)حكومت كرده اند : چيش پيش ، كوروش اول و كمبوجيه يا كامبيزكوروش دوم پسر كمبوجيه كه بعد ها به كوروش كبير معروف شد از سال 558ق.م در سوزيان كه پس از پارسوماش به عنوان مركز كل امپراطوري ايشان محسوب مي شد بر تخت نشست و در نتيجه فتوحات غير مترقبه و شگفت انگيز خود امپراطوري عظيمي را پي ريزي نمود.اين پادشاه در اعلاميه ي خود از بابل خود را پسر كمبوجيه پادشاه بزرگ انشان ،نوه ي كوروش پادشاه بزرگ انشان و نبيره چيش پيش پادشاه بزرگ کوروش شهر بابل و سلطان آنجا نبونيد را در ۵۳۹ ق م زير فرمان خود درآورد و در سال ۵۲۹ پيش از ميلاد (هفتاد سالگي) در نبردي با طايفه ماساگت از تبار سکائي در کرانه رودخانه سيحون رخت از جهان بربست.(( اي آدميان, من کورش فرزند کمبوجيا هستم . پارسيان را قدرت جهاني داده ام.سرور آسيا شده ام. اين مشت خاک که گور من است از من دريغ نداريد.)) منبع- كوروش نامه ، گزنفون ، صفحه 118
مشاهده :368 مرتبه منبع :اینترنت
|