عرفان اموی-عرفان علوی
یک شنبه 24 بهمن 1389 12:29 AMآیا منظور از عرفان همان شریعت محمدیه که انجام کامل دستورات آن وعمل به کتاب الله ونشستن بر در خانه صادق آل محمداست یا سجده کردن بر اقطابی که خرقه به حسن بصری یا سفیان ثوری ویا جنید بغدادی( سنیان متعصب کوردل)میرسانند.
از کدام راه باید رفت.باید صوفی شد وخود را زیر ننگ نام امثال حسن بصریها پنهان کرد وشریعت را فدای طریقت اموی کرد یا باید عارف شد وصبحگاهان پس از نماز با قطب عالم امکان ذخیره خدا در روی زمین مهدی آل محمد عهدی دوباره بست.
باید خود را به شعرهای صوفیانه وانالحق های مشرکانه حلاجها وسبحانی ما اعظم شانی جنیدها مشغول ساخت یا بر سر سفره بندگی خداون نشست نانش را خورد وبا انجام فرایضش نمکدانش را نشکست.
کجا بودند حسن بصریها وقتی درب خانه علی سوخت وصدای هل من ناصر دختر پیامبر در مدینه طنین انداز شد.
مگر میشود با اهل خدا نبود ودم از خدا زد.مگر میشود با علی نبود ودم از ولایت زد.مگر میشود شیعه بود اما بجای درب خانه مهدی رفتن درب خانه مشایخ دروغینی رفت که ذکر را به بهای عشریه میفروشند .
عرفان یعنی انجام دستورات قران وسفارشات اهل بیت.عرفان یعنی نماز.یعنی روزه.یعنی ولایت.
کدام ولایت:ولایت علوی را میگویی یا ولایت ذهبی.ولایت سلطان خراسان علی بن موسی الرضا را میگویی یا ولایت سلطان گناباد که نتواست حتی درون خانه خود را ببیند.
به کجا میروید.فاین تذهبون.اگر میخواهید اهل الله شوید بسم الله.این قران واین اهل بیت.
درخانه غیر چرا.