ابراهیم بن هلال میگوید:

به ابی الحسن (امام رضا) علیه السّلام عرض کردم: فدایت شوم پدرم بانتظار این کار مرد، و من نیز بسنّی رسیده ام که میبینی، بمیرم و از چیزي خبرم ندهی؟ فرمود:اي ابا اسحاق، تو نیز شتاب میکنی؟ عرض کردم: آري بخدا قسم شتابزده هستم و چرا نباشم و میبینی که سنّم بکجا رسیده است.فرمود: بخدا قسم اي ابو اسحاق این کار نمیشود تا آنکه تمیز یابید و پاك شوید و تا آنکه نماند از شما مگر اندکی سپس کف دست خود را (بعلامت بی اعتنائی) برگرداند.

 

غیبت نعمانی،باب12،فصل1،ح14