پاسخ به:والدین و فرزندان
چهارشنبه 20 بهمن 1389 8:38 AM
فرار از ازدواج اجباری
افرادی که با این تفکر از خانه فرار میکنند، میدانند که عاقبت مطلوبی در انتظارشان نیست اما چون میخواهند به نوعی خانواده و والدین خود را تنبیه کنند دست به این اقدام میزنند. متاسفانه اکثر دختران فراری که اغلب نیز شهرستانی هستند به عامل نخست برای فرار از خانه استناد میکنند و میخواهند خود را از شرایط بد موجود رها کنند اما به خاطر این که شناخت کافی از محیط جدید ندارند و از تجربه کافی برای حضور در کلانشهرها برخوردار نیستند از عواقب عمل خود غافل هستند. آنها چون در فرهنگی رشد کردهاند که فرهنگی روان و ساده است و اغواگری و فریبکاری به ندرت وجود دارد همین فرهنگ در ذهن خود را برای محیط جدید نیز تصور میکنند حال آن که این دو فرهنگ با یکدیگر کاملا در تضاد هستند.
بعد از خروج از خانه عنصر اعتماد چیزی است که به سرعت در دختر فراری ریشه میکند و اولین فردی را که به او ابراز احساسات کند منجی خود میداند. و به همین سرعت در دام صیادان گرفتار میشود. اما بعد از اعتماد وقتی که از دختر فراری سوء استفاده میشود قدرت ریسک پذیری وی نیز افزایش مییابد و به تدریج به مرحلهای میرسد که چیزی برای از دست دادن ندارد و به همین دلیل از هیچ اقدامی فروگذار نمیکند. در چنین شرایطی خانواده به سختی میتواند عضو فراری خود را مجددا پذیرا باشد و فرد فراری هیچ امیدی به بازگشت و پذیرش از سوی خانوادهاش ندارد. با بررسی ماجرای فرار دختران میتوان به این نتیجه رسید که وجود آزادیهای معقول، بها دادن به فرزندان، القای اعتماد به نفس و ارزش قائل شدن برای آنها و دانستن اینکه رفتار والدین نقش پررنگ و اساسی در آینده فرزندان دارد.
سرنوشت تلخ دختران که به خاطر گریز از ازدواج اجباری مبادرت به فرار از خانه کردهاند گوشزد و نهیبی به دیگر خانوادهها است تا در مسائل اساسی زندگی از جمله مسئله ازدواج هیچگاه فرزندانشان را تحت فشار قرار ندهند و آنان را به ازدواجهای اجباری وادار نکنند.