پاسخ به:والدین و فرزندان
یک شنبه 17 بهمن 1389 1:50 PM
انگیزه با هم بودن
بارها شنیدهایم كه اشخاص ضداجتماعی و افرادی كه رفتاری نابه هنجار دارند همگی دوران كودكی پرتلاطم، خانوادهای آشفته و نابهسامان و شرایطی سخت و ناسازگار با یك كودك را پشت سردارند. پدر و مادری كه خود به مانند دو غریبه یا دو دشمن با هم زندگی كنند، هرگز نمیتوانند پناهگاهی امن برای فرزندشان بوده شنوای مشكلات و درددلهایش بمانند. چرا كه بسیاری از این والدین نیز خاطرات خوشی از كودكی و نوجوانیشان ندارند. میبینید كه نه تنها افراد خانواده در زنجیرهای پیوسته با یكدیگر زندگی میكنند و رفتارشان بر هم موثر است، اشخاص بزرگ شده در آن هم با جامعه مرتبط هستند. شاید همینان روزی خانواده تشكیل دهند و از این پدر و مادران نابه هنجار فرزندانی چون خودشان متولد خواهند شد و... به عبارت ساده ضعف و سستی بنیاد یك خانواده به تباهی و سست عنصری و تضعیف همه جامعه منجر میشود.
یك والد خوب باید قابل اعتماد باشد و طوری رفتار كند كه فرزندش او را بهترین دوست و امینترین مشاور بداند. صبر و مهرورزی و قضاوت منصفانه ویژگیهایی هستند كه یك فرزند رنجیده و غمگین را به سوی خود جذب میكند. از طرف دیگر مهربانی و توجه باید با قاطعیت و قدرت و تدبیر همراه شود تا فرزند خانواده بداند كه در این جا مرجع قدرتی هست كه اجازه نمیدهد او از حدود تعیین شده پا را فراتر بگذارد.
این مهارتهای والد بودن و وجود انگیزه قدرتمند كنار هم ماندن، میتوانند فرزندی را تربیت كنند كه خود مسئولیت پذیر و پایبند به ارزشهای اخلاقی است. به عبارتی عامل موفقیت یك زوج كه پدر و مادر شدهاند همین انگیزه حفظ و تداوم بقای یك مجموعه گروهی به نام "خانواده" است. این انگیزه یك والد را بر آن میدارد كه كاری داشته باشد، آن را حفظ كند، پول در بیاورد، قرضها و وامهایش را پرداخت كند و برای آینده همسر و فرزندانش كه حلقههای جدایی ناپذیر این مجموعه هستند پساندازی جمع كند.
كوچكی یا بزرگی خانواده، كار كردن هر دوی والدین یا فقط پدر،درآمد بالا یا سطح متوسط و پایین عایدی، خانه مناسب یا یك آپارتمان كوچك و صدها نكته دیگر، هیچكدام نمیتوانند به تنهایی دوام یا فروپاشی یك خانواده را تضمین كنند. تنها و تنها عاملی كه فارغ از همه فاكتورهای خارجی ثبات، تعادل و تداوم هستی یك "خانواده" را تضمین میكند، چیزی نیست جز: انگیزه با هم بودن و در كنار هم ادامه دادن.