پاسخ به:لطایف زیبای تاریخی
جمعه 15 بهمن 1389 5:13 PMشوخی با استاد
در عید الزهراء روز نهم ربیع، طلبهها نقشه كشیدند كه با استادشان، مرحوم حاج شیخ عبدالكریم حائری، مؤسس حوزهی علمیّهی قم شوخی كنند. به همین جهت، یك روز قبل، تك تك خدمت حاج شیخ رفتند و از او خواستند كه روز نهم، درس تعطیل نشود. حاج شیخ هم موافقت كرد.
فردا صبح كه وقت درس رسید، حاج شیخ به خادمش گفت: «برو مدرسه و ببین طلبهها برای درس حاضر شدهاند یا خواستهاند شوخی كنند؟». خادم رفت و برگشت؛ و عرض كرد: «همهی طلبهها پای منبر نشستهاند و منتظر حضر تعالی هستند».
حاج شیخ به مدرسه رفت و بالای منبر نشست؛ ولی تا خواست درس را شروع كند، همهی طلبهها طبق نقشهی قبلی از پای درس بلند شدند و بیرون رفتند و حاج شیخ بالای منبر، تنها ماند.
طلبهها، بیرون از مدرس شروع كردند به خندیدن. حاج شیخ هم از منبر پائین آمد و چند لحظهای همراه طلبهها خندید، سپس با ملایمت گفت: « بسیار خوب... خندههایتان را كردید و با من شوخی نمودید و به هدفتان رسیدید. حالا بهتر است برویم و درس را شروع كنیم».
طلبهها هم قبول كردند و برگشتند و پای منبر نشستند و منتظر شنیدن درس استاد شدند. حاج شیخ وقتی دید همه نشستهاند و قلم و كاغذها را آماده كردهاند و منتظر شروع درس هستند، یك مرتبه از منبر پایین آمد و گفت: «خداحافظ شما» و از مدرس خارج شد؛ واین بار طلبهها بدون استاد ماندند