پاسخ به:لطایف زیبای تاریخی
جمعه 15 بهمن 1389 5:08 PMتوصیف خلیفه
در منزل والی بصره، بین بهلول وعمربنعطاءعدوی كه از نوادگان عمربنخطاب بود، مناظرهای صورت گرفت. پس از بحثهای زیادی كه انجام شد،عمرعدوی از بهلول پرسید: «امام تو كیست؟».
بهلول گفت: «سبّح فی كفّه الحصی و كلّمه الذّئب اذا عوی و ردّت الشّمس له بین الملا و اوجب الرّسول علی الخلق له الولاء، فذلك امامی و امام البریّات». یعنی امام من كسی است كه سنگریزه در كف دستش تسبیح گفت و گرگ با او صحبت كرد و خورشید به خاطر او برگشت و حضرت رسول ـ صلّی الله علیه و آله ـ ولایت او را بر تمام خلق، واجب كرد. او امام من و امام همهی جهانیان است.
عدوی گفت: «وای بر تو! آیا هارونالرشید را به عنوان امام و خلیفه، قبول نداری؟».
بهلول گفت: «وای بر تو ای ملعون! یعنی تو میگویی هارونالرشید، فاقد این اوصاف است؟ پس تو دشمن خلیفه هستی و به دروغ، او را خلیفه میدانی».
و با این ترفند، او را رسوا نمود و والی، عدوی را از مجلس بیرون كرد