جهاد اكبر
دشمنان ناشناخته، پنهان، نقاب‎زده، چند چهره، دوست نما فراوانند. گاهی هم، «خود»، دشمن خودیم و نمی دانیم!
دشمن، همیشه آن سوی كانالها ومیدانهای مین و سیمهای خاردار نیست،
گاهی درونِ دل است، خانه زاد است، خودی است، نهفته در سینه، خفته در دل و پنهان شده در قلب و ذهن است.
گاهی القاءات نفسانی، وسوسه‎های شیطانی، شبهه‎ها، دو دلیها، تردیدهاست. نیز، «تیر» و «تركش» است كه از پای در می آورد و انسان صالح و سالك را از «رده عمل» خارج می كند.
دشمن، همیشه پشت خاكریز‎ها نیست، بلكه پنهان شده در پشت «نیّت»‎ها و «منیّت‎»ها و انگیزه‎های ناخالص و هدف ‎های مادّی است.
پیش از آنكه حریف آشكار را خاك كنی، پشتِ «نفس» را به خاك برسان!
پیش از آنكه در جبهه بیرونی، دشمن مسلّح را به اسارت بگیری، از اسارت هوای نفس و تمنّیات دل، آزاد شو!
پیش از آنكه از خاكریز جبهه عبور كنی، از خاكریز «خود» بگذر و خط شكنی را در درون خویش آغاز كن.
رسیدن به خلوص و اخلاص و خودسازی، معبر‎های سخت و گردنه‎های صعب العبور دارد، كه شجاعتی افزون و اراده و همّتی والاتر و بصیرتی فراوان می طلبد.
قطره اشك وباران گریه، شعله‎های دوزخ را فرو می نشاند،
باید از خداوند، «دیده‎های بارانی» طلب كرد.