دست خدا چه بوسیدنی است
جمعه 15 بهمن 1389 1:37 PMگرما بود و گرما ،کلافه ات کرده بود ، دستانت را که به جیبت رساندی اسکناس را لمس کردی ، خیالش وجودت را خنک کرد، گفتی می چسبد ، آنهم آب میوه های تگری حسین آقا. هنوز چند قدمی راه نرفته بودی ، پیر مرد را دیدی، همیشه آنجا بود . به او که رسیدی چشمانت در چشمانش گره خورد، رنج و خستگی را در چشمانش دیدی ، انگار سالهاست که غبار غم بر چهره اش نشسته است ، مادرت گفته بود : تنهاست ، هیچ کس را ندارد ، نگاهت را که چرخانیدی مغازه حسین آقا نمایان شد. دوباره دستت در جیبت فرو رفت ، اسکناس را در دستانت حس کردی، می خواستی رد شوی ، اما دلت نیامد ،اگر می رفتی بادلت چه می کردی ،ولی این تشنگی لعنتی امانت را بریده بود ،به خودت که آمدی پول را در کف دستان پیر مرد نهادی ، زبری دستانش را احساس کردی ، نگاهش کردی و با لبخند گذشتی ، به مسجد که رسیدی بانگ اذان بلند بود ، دستانت را در حوض مسجد فروبردی ، خنکی آب را احساس کردی ، نماز را که خواندی ، امام مسجد بلند شد و حدیثی خواند : پیامبر صلی الله علیه وآله فرمود : صدقه پیش از آنکه در دست فقیر قرار بگیرد در دست خدا قرار می گیرد . بنابراین دست صدقه دهنده ، دست خداوند را زیارت کرده است .تو بی خود شده دستانت را به لبانت رساندی و بوسیدی و گفتی :