هويت دين و سنت
سه شنبه 3 آذر 1388 10:44 AM|
هويت معرفتي دين و سنت
|
|
|
|
|
|
سنت اغلب، در مقابل مدرنيته قرار ميگيرد و براي آن تعاريفي ذكر ميشود. برخي از تعاريف از ناحية كساني است كه در خارج از حوزة سنت قرار گرفته و بعضي ديگر مربوط به كساني است كه حيات و زندگي را در پرتو سنت معنا ميكنند. سنت و معرفت سنت و ايدئولوژي در دنياي متجدد امروز منسوخ و مهجور ميباشند و اين در حالي است كه هر يك از اين دو، در دورههايي كوتاه يا طولاني از تاريخ مطلوب بوده و از اعتبار شايستهاي برخوردار بودهاند.سنت عليرغم آن كه در دنياي متجدد و با حاكميت مدرنيسم، غيرقابل تحملتر از ايدئولوژي است وليكن از پيشينهاي بسيار طولانيتر برخوردار بوده و ايدئولوژي در قياس با آن عمري كوتاه و محدود دارد. سنت هزارههايي چند را در اوج اقتدار و اعتبار سپري كرده و اقتدار و حاكميت آن درگذشته تاريخ همواره موجب شده تا آنچه سنت نبوده است نيز در قالب سنت تقلب شود و با نام سنت عرضه گردد؛ چه اين كه تقلب را همواره به قالب سكهاي ميزنند كه از اعتبار برخوردار باشد. قبل از ورود به بحث، ناگزير بايد تعريف خود را از سنت و ديگر مفاهيم مورد نظر ارائه دهيم، هرچند تعريفي كه براي هر يك از آنها ارائه ميشود تابعي از ديدگاه معرفتي تعريف كننده است. برخي از اين تعاريف مبتني بر نگاهي ديني و بعضي ديگر از منظر دنياي مدرن است. تعاريف مدرن سنت در تعاريف مدرن، سنت همان چيزي است كه مربوط به حال نيست و متعلق به گذشته است. چيزي كه در گذشته سنت نبوده است چون از ظرف خود عدول كرده و تا زماني ديگر كه در حقيقت متعلق به آن نيست دوام آورده، تبديل به سنت شده است. سنت لاشه و نعش رفتار است. رفتار تا زماني كه در ستيز و پيكار با محيط و عوامل ناسازگار، به قوت انديشه و ابداع شكل ميگيرد، زنده است و اينگونه از رفتار، سنت نيست. ولي همان رفتار زنده وقتي كه به دليل انس ذهني عاملان به آن، به شكل قالب زندگي درميآيد و تحرك و پويايي خود را كه از ناحية تعقيب آرمانها و اهداف است، از دست ميدهد و بلكه خود به صورت هدف و آرمان درميآيد، تبديل به سنت ميشود. سنت در هزارههايي كه پرشكوه و توانمند بر اريكة قدرت نشسته بود، نزد كساني كه به آن عمل ميكردند و حتي نزد آنان كه از آن تخلف ميورزيدند، از تعريف ديگري برخوردار بود. تعريف آنها همواره مبتني بر هستيشناسي و معرفت و آگاهي ديني بود و به همين دليل، سنت حتي نزد كساني كه آن را بيروح و مرده ميبينند، نسبتي نزديك با دين داشته و دارد. |