سال 1343 تولد فرزندي ديگر از سلاله پاک نبي اکرم (ص) را نويد داد. پدر نامش را محسن نهاد و او را به حق سپرد تا بندهاي پرهيزکار گردد. کودکي سيدمحسن در محله رهنان شهر اصفهان سپري شد. سالها گذشت؛ زمزمه قيام امام خميني و ظلم حاکم بر جامعه او را بر آن داشت تا به حمايت از انقلاب برخيزد.
همان روزها بود که مجسمه شاه را شکستند. بعد از پيروزي انقلاب به پاسداري از دستاوردهاي اين نهضت عظيم برخاست و ضمن تحصيل به صورت نيمهوقت در سپاه پاسداران خدمت نمود. از خصايل زيباي سيد، قرائت قرآن و انجام فرايض دين اسلام بود.
آن روزها دفاع از مسئولين نظام به خصوص دکتر بهشتي مهمترين دغدفه نبوي بود. با آغاز جنگ تحميلي همراه بسيجيان روانه ميدان نبرد گرديد و در عمليات بيتالمقدس در تاريخ 10/2/1361 در سن 18 سالگي برات شهادت را از حضرت دوست دريافت نمود. خرمشهر به خون سرخ او متبرک گشت.
پيکرش در گلزار شهداي رهنان براي هميشه آرميد.