تاريخ تولد :1347

نام پدر :يحيي

تاریخ شهادت : 14/10/1365

محل تولد :خراسان /بيرجند /مافريز

طول مدت حیات :18

محل شهادت :شلمچه

مزار شهید :گلزارشهداي بيرجند

غلام‌حسين يعقوب‌نژاد فرزند يحيي در سال 1347 در روستاي مافريز از توابع شهرستان بيرجند در خانواده‌اي كشاورز ديده به جهان گشود.
دوره‌ي ابتدايي را در دبستان سندروس، راهنمايي را در مدرسه‌ي علامه فرزان و متوسطه را در هنرستان فني ابوذر ( رشته‌ي ساختمان ) با موفقيت به پايان رسانيد. او جواني بود كه جز به اسلام و انقلاب نمي‌انديشيد.
عضو فعال بسيج و از اعضاي پرتلاش انجمن‌هاي اسلامي بيرجند بود.
در انجام واجبات مي‌كوشيد و دوستانش را نيز به كارهاي خير و به دفاع از انقلاب و ميهن اسلامي فرا مي‌خواند.
وي عاشق اهل‌بيت عليهم‌السلام بود و در هيأت‌هاي عزاداري سالار شهيدان خالصانه شركت مي‌كرد. همين عشق بود كه او را قبل از پايان تحصيلات متوسطه راهي جبهه كرد. ديپلمش را نيز در دوران مبارزه و جهاد گرفت.
پس از بازگشت از جبهه در رشته‌ي كارداني معماري دانشگاه شيراز پذيرفته شد.
اما او كه در دانشگاه كربلا، رشته‌ي شهادت پذيرفته شده بود، به پدرش گفت: « من به دانشگاه امام خميني مي‌روم و به شيراز نمي‌روم. » آري او معني بسيج را از كربلا و اطاعت از ولايت را از ياران باصفاي امام حسين (ع) آموخته بود.
در سخاوت بي‌نظير و در شجاعت بي‌بديل بود. يك روز كه بدون كاپشن به خانه برگشت، پس از تحقيق معلوم شد آن را به نيازمندي بخشيده است. هميشه روي زمين مي‌خوابيد و مي‌گفت: « اين دو روز دنيا ارزش تحويل گرفتن اين بدن را ندارد. »
او كه نامش غلام‌حسين بود، به پدرش مي‌گفت: « پدر جان من غلام امام حسينم و بايد در ركاب او باشم؛ جاي من كربلاي جبهه است نه خانه. » آري او كه عاشق جهاد و شهادت بود، هر وقت به ياد جبهه مي‌افتاد، اشك در چشمانش حلقه مي‌زد و زير لب حسين حسين مي‌گفت.
در آخرين سفرش مدت نه ماه پيوسته در جبهه بود و در عمليات كربلاي 4 حماسه آفريد.
سرانجام اين بسيجي مخلص در تاريخ چهاردهم دي‌ماه سال 1365 در شلمچه در عمليات كربلاي 5 به آرزوي ديرينه‌اش رسيد و در سنّ 18 سالگي به درجه‌ي رفيع شهادت نايل آمد. اما پيكر مطهرش مدت‌ها در جبهه ماند تا اين كه در مهرماه 1377 پس از دوازده سال انتظار توسط گروه تجسس گشف گرديد.
پس از تشييع باشكوه در بيرجند در گلزار شهداي اين شهر به خاك سپرده شد.

منبع:كتاب فرهنگنامه شهداي شهرستاي بيرجند جلد2   -  صفحه: 816