هرگز منظره‌اي را كه در بيمارستان شهداء تجريش ديده‌ام از خاطرم محو نمي‌شود.
بعد از جنگ، روزي يك بيمار 25 ساله را براي پي‌گيري مداوا به درمانگاه آوردند.
ديدم كه مجروح سالم است و هيچ جاي زخمي ندارد. روي برانكارد بود.
دو سال قبل دچار موج شديد انفجار شده بود. چشمش باز بود، ولي كاملاً كور بود.
چهار دست و پايش هيچ حركتي نداشت. غذا مي‌خورد و تنفس مي‌كرد ولي هيچ حركتي نداشت.
براي من بسيار عجيب بود. او هيچ عكس‌العملي نداشت. اقدامات درماني زيادي روي او انجام داده بودند و خيلي كارها برايش كرده بودند. روي شكمش جاي چند عمل جراحي ديده مي‌شد. ولي تركشي نخورده بود. موج انفجار اين ضايعات را در او به وجود آورده بود.

   منبع:    كتاب پرسه درديارغريب (خاطرات پزشكان)  &nbsp-   صفحه: 219