پاسخ به: خاطره اولین اعزام
چهارشنبه 13 بهمن 1389 3:02 PM
تشييع جنازهي يكي از شهداي روستا بود. در مراسم فاتحه، وصيتنامهاش را با صداي بلند خواندند. اشك در چشم همه جمع شده بود. چند جوان در گوشهي مسجد نشسته بودند و گوش ميدادند. عازم جبهه بودند، همان چند جوان. وصيتنامه كار خودش را كرده بود.
منبع: كتاب وقتي سفرآغازشد - صفحه: 43