در رودخانه‌ي اروند به همراه 20 نفر از بچه‌هاي رزمنده در قايقي بوديم. به يك باره موتور قايق خاموش شد. مي‌دانستيم كه آب اروند، قايقمان را به شدت حركت مي‌دهد و تا نزديك عراقي‌ها مي‌رساند.
من فكر كردم، سكان‌دار قايق از روي عمد اين كار را كرد و حتي او را تهديد كردم؛ او هم فقط گفت: « به خدا موتور خراب شد. »
يكي از بچه‌ها گفت: « يا ابوالفضل بگوييد شايد موتور درست شود. »
همه به يك باره فرياد زديم: «يا ابوالفضل »
همين كه يا ابوالفضل ما تمام شد، موتور قايق هم روشن شد.
محمدطيبي سوق از دهدشت

منبع :ماهنامه وصال