شب عمليات خيبر در منطقه‌ي جفير مسير عمليات را گم كرديم. ما چهار نفر بوديم كه با يك تانك همين طور بدون جهت پيش مي‌رفتيم. يك مرتبه متوجه شديم از نيروهاي عراقي هم گذاشته‌ايم؛ مانده بوديم كه چه كنيم. ناگهان پيرمردي خوش‌چهره، با محاسني سپيد و نوراني و نسبتاً بلند ما را صدا زد و گفت: « شما راه را گم كرده‌ايد. » بعد با اشاره راه را به ما نشان داد. وقتي به نيروهاي خودي رسيديم، تازه به خودمان آمديم كه آن پيرمرد كه بود.
 

منبع :لوح فشرده عهدي جديد