پاسخ به:امدادهای غیبی
چهارشنبه 13 بهمن 1389 1:16 PM|
در منطقهي عملياتي مرصاد در بيابانهاي اسلامآباد به خودرويي تكيه داده بودم كه ديدم بزي در صد قدمي من ايستاده است. دقت كردم ديدم ظاهراً پايش تركش خورده است و لنگان راه ميرود. حس كردم بايد تشته باشد. از آب آشاميدني خود برداشتم و به سمت بز رفتم. فرار كرد؛ دنبالش دويدم كمي كه از ماشين دور شدم ماشين را با توپ زدند. باورم نميشد كه زندگي مرا خدا به واسطهي يك بز نجات داد. |