داغ جگر سوخته
چهارشنبه 13 بهمن 1389 12:46 PMداغ جگر سوخته
لالهاى بود كه با داغ جگر سوخته بود
آتشى در دل سودا زده افروخته بود
شرم دارم كه بگویم تن مسموم تو را
خصم با تیر به تابوت به هم دوخته بود
راز دل را همه با همسر خود مىگویند
حسن از همسر خودكامه خود سوخته بود
جگرش پاره شد از نیشتر زخم زبان
در لگن خون دلى ریخت كه اندوخته بود
ارث از مادر خود بُرد غم و رنج و مِحن
صبر و تسلیم و رضا از پدر آموخته بود
اخوان كاشانى، تائب
گروه دین و اندیشه تبیان، هدهدی