آشناى غریبان
چهارشنبه 13 بهمن 1389 11:49 AMآشناى غریبان
كاش یك شب باز مهمان دو چشمت میشدم ریزه خوار مشرق خوان دو چشمت میشدم
كـاش یك شب میگذشتم از فراز چشم تو گرم گلگشـت خـراسان دو چشمت میشدم
كـاش یـك شب میسرودم گنبد زرد تو را فارغ از دنیا، غزلخوان دو چشمت میشدم
كاش یك شب مینشستم بر ضریح چشم تو بـاز هـم پـابـند پیمان دو چشمت میشدم
صحن و ایوان تو را اى كاش جارو میزدم چـون كـبوترها نگهبان دو چشمت میشدم
ضـامن آهـوست چشمان دو شهد روشنت كـاش آهـوى بـیابان دو چشمت میشدم
كاش یك شب معرفت میچیدم از چشمان تو غـرق در دریاى عرفان دو چشمت میشدم
كـاش یك شب میشدم خیس نگـاه سبز تو شـاهد اعـجاز بـاران دو چشمت میشدم
كاش یك شب نور مینوشیدم از چشمان تو مـیدرخشیدم، چراغان دو چشمت میشدم
سخت شیرین است طعم روشن چـشمان تو كاش یك شب باز مهمان دو چشمت میشدم
رضا اسماعیلی
تهیه و تنظیم: بخش سیره و عترت تبیان