مرگ تكثير مي شود
بي‌هيچ بهانه‌اي در دست‌هايم مگر تكثير مي‌شود و غم آوازهاي ايليايي‌ام تمام كوچه را آوار مي‌كند. به دست‌ها كه نمي‌شود به چشم‌هايم توكل مي‌كنم _ دخيل، دعا_ و گذراندن پاهاي برهنه را مي‌شمارم.
بي‌هيچ بهانه‌اي در دست‌هايم مرگ تكثير مي‌شود و از شانه‌هايم ابرهاي ترد وحشي.
ابرهاي سياه‌پوش مي‌رويند و من هنوز با سليقه‌ي خيابان راه مي‌روم.
منبع: كتاب وقتي پدردرخانه نيست