عنوان : بي آبي و بيماري
نوع اصطلاح :
آداب و رسوم
كمبود آب براي استحمام و اكتفا به تعويض لباس آن هم در تابستان جنوب، باعث شيوع بيماري هاي پوستي فراواني شده بود؛ بيماري هايي مثل ريزش موي سر و كچلي، قارچ، سالك و امثال آن، آن هم درست در وضعيتي كه با در پيش بودن عمليات كسي نمي توانست از لشكر خارج شود و به بهداري برود. مزيد بر بي آبي، وجود پشه هايي بود در بعضي از مناطق كه از خون و مردار تغذيه مي كردند و بيش از هر چيز عامل اشاعه مالاريا و ساير بيماري ها بودند و در نقاطي كه دشت پوشيده از اجساد دشمن بود و به هيچ وجه امكان خاك كردن همه آنها وجود نداشت، اينجانوران تا حد مرگ و شهادت از تعقيب و تهديد بچه ها دست نمي كشيدند. در روزهايي كه از توالت و حمام صحرايي خبري نبود و هفته ها كسي نمي توانست به پشت جبهه برود و آب براي طهارت و وضو وجود نداشت، وقتي بچه ها بعد از عمليات پايشان را از پوتين بيرون مي آوردند، جورابشان در پوتين جا مي ماند. در واقع، پوسيده بود و جورابي وجود نداشت. بعد كه به آب مي رسيدند، صابون بر سر و رويشان كارگر نبود؛ آب كه مي ريختند همه چيز فرود مي آمد جز كف صابون.