فرزندي درراه او

آخرين روزي كه حسين در منزل بود، به مادر گفت:«مادر! مي‌خواهم بدانم آيا رهبر عزيزمان، امام خميني را دوست داري يا نه؟ »مادر پاسخ مثبت داد.
دوباره پرسيد:«حالا مي‌خواهم بدانم آيا حاضر هستي كه از پنج فرزند خود، يك پسر را در راه امام خميني كه راه انبيا و اولياست، تقديم كني؟»
آن روز مادر فقط گريست، حسين روز بعد به جبهه رفت و ديگر بازنگشت.

شهيد حسين عباسيان

 

منبع: كتاب سيرت شهيدان   -  صفحه: 141