السابقون السابقون

موقع اعزام نيرو به جبهه، من و احد در كنار يكديگر ايستاده بوديم و به بچه‌ها كه با فشار و ازدحام زياد از در پادگان خارج مي‌شدند، نگاه مي كرديم. احد لبخندي زد و گفت:«بچه‌ها را نگاه كن كه چطوري براي رفتن به بهشت از يكديگر سبقت مي‌گيرند.»
سپس با خودش زمزمه كرد و گفت:« احد تا موقعيت طلايي‌ات را از دست نداده‌اي حركت كن.»اين را گفت و خود را به ساير بچه‌ها رسانيد.

شهيد احد آقاياري

 

منبع: كتاب سيرت شهيدان   -  صفحه: 9