اسلام آمریکایی-قسمت 2

 

جمهورى اسلامى - كه از انقلاب اسلامى برخاسته است - يك واحدى است كه دارى دو بعد است: اسلامى بودن و مردمى بودن؛ هم اسلامى است، هم مردمى است. و مردمى است، چون اسلامى است؛ چون اسلام دين جامعه است. دين مسئوليت همگانى است؛ اسلام دين تك تك افراد و اشخاص به حيث خودشان فقط نيست؛ آن هم هست، اما افراد به حيث اجتماعشان هم مورد خطاب اسلامند. اسلام يك دين مردمى است؛ يك دينِ مسئوليت عمومى است؛ بنابراين مردمى بودن از خود اسلامى بودن برمى‌‌آيد. اسلامى هم هست؛ چون خداى متعال منت گذاشته است: «بل اللَّه يمنّ عليكم أن هداكم للإيمان»؛(4) منت گذاشته بر ما، هدايت كرده ما را به اين ايمان؛ پروردگار به مردم ما، به خود ما منت گذاشته، ما را به اين دين هدايت كرده؛ لذا جمهورِ ما اسلام را ميخواهند و اين دين الهى را بحمداللَّه خداى متعال به ما داده است. بنابراين «جمهورى اسلامى» است؛ يك منظومه است، يك مجموعه است، يا بگوئيم واحدِ داراى ابعادى است كه اين ابعاد بايد با همديگر مورد ملاحظه قرار بگيرد و با هم باشد؛ اين درهم‌‌تنيدگى بايد حفظ بشود. هر كدام از اين جهات تضعيف بشود، كل و مجموعه تضعيف شده است.
مسئله‌‌ى ولايت هم پايبندى به همين مجموعه است؛ چه ولايت معصومين (عليهم السّلام)، چه ولايت فقيه كه دنباله‌‌ى ولايت معصومين و ادامه‌‌ى او هست. مسئله‌‌ى پايبندى به اين مجموعه و رعايت حفظ اين مجموعه در كشور و در نظام است، كه زاويه‌‌اى پيدا نكند، مشكلى برايش به وجود نيايد، در او تنقيصى و تبعيضى حاصل نشود، با همين جامعيت حركت كند و پيش برود. و اين اسلام ناب هم كه در فرمايش امام بود، ناظر به همين است؛ چون امام اسلام ناب فرمودند، در مقابل اسلام آمريكائى. اسلام آمريكائى فقط آن نيست كه آمريكاپسند باشد؛ هر چيزى كه خارج از اين اسلام ناب است؛ اسلام سلطنتى هم همين جور است، اسلام التقاطى هم همين جور است، اسلام سرمايه‌‌دارى هم همين جور است، اسلام سوسياليستى هم همين جور است، اسلامهائى كه با شكلها و رنگهاى مختلفى عرضه بشود و آن عناصر اصلى در او وجود نداشته باشد، همه‌‌اش مقابل اسلام ناب است؛ در واقع اسلام آمريكائى است. انسان مشاهده ميكند در اين معارضه‌‌هائى كه با نظام در طول اين سى سال انجام گرفته، اين اسلامهاى گوناگون حضور داشته‌‌اند؛ هم اسلام التقاطى وجود داشته، هم اسلام سلطنتى وجود داشته، هم اسلام سوسياليستى وجود داشته؛ انواع و اقسام اين اسلامها در مواجهه‌‌ى با نظام جمهورى اسلامى وجود داشته‌‌اند. خوب، در اين نگاه به اسلام و درك و فهم از اسلام، فرد و جامعه با هم ملاحظه ميشوند، معنويت و عدالت با هم ملاحظه ميشوند، شريعت و عقلانيت با يكديگر ملاحظه ميشوند، عاطفه و قاطعيت در كنار هم ديده ميشوند؛ اينها همه بايد باشد. قاطعيت در جاى خود، عواطف در جاى خود، شريعت در جاى خود، عقلانيت - كه آن هم خارج از شريعت البته نيست - در جاى خود؛ همه در كنار هم بايستى مورد استفاده قرار بگيرند؛ انحراف از اين منظومه‌‌ى مستحكم، موجب انحراف از نظام اسلامى خواهد بود.

 گزیده شده از بیانات مقام معظم رهبری روحی له الفداء