مارّه
«آقا» در يك جلسه آمدند به قرارگاه تاكتيكي ما در «ماره» كه چسبيده به خرمشهر است همان زماني كه ايشان آن‌جا بودند عراقي‌ها تا روي خود جاده خرمشهر و تا نزديك جاده دارخوين هم پيشروي كرده بودند ايشان با اين‌كه رئيس جمهوري بودند در مناطقي كه در تيررس دشمن بود مي‌آمدند آن هم با روحيه باز و با نشاط و با اطمينان قلب. يك شب آمدند و آن‌جا نماز خواندند و چون در سنگر جايي نبود رزمندگان در كنار رودخانه كارون نشستند و ايشان حدود يك ساعت با يك لحن و برخورد بسيار گرم و اميدبخش با بچه‌ها صحبت كردند و بچه‌ها ديدند كه رئيس‌جمهوري يك مملكت پيش آن‌ها آمده و در آن وضعيت خطرناك خيلي آرام و راحت سخن مي‌گويد برايشان خيلي روحيه بخش و جالب بود.


منبع: كتاب خورشيددرجبهه