هزار سال عمر

كم حرف مي‌زد. سه تا پسرش شهيد شده بودند. از او پرسيدم: «چند سالته، مادرجان؟» گفت: «هزار سال.»
خنديدم در حالي‌كه صدايش مي‌لرزيد گفت: «شوخي نمي‌كنم اندازه‌ي هزار سال به من سخت گذشته ....»
   

 

منبع: يادمان سالنامه ي لشگر 27 محمد رسول الله (ص) 1385