مين منور

در منطقه‌ي 112 فكه بوديم كه چيزي نظرمان را جلب كرد. كمي كه نزديك‌تر رفتيم، متوجه شديم پيكر شهيدي آن‌جاست. بالاي سرش يك رديف مين منور قرار داشت. داود درست روي يكي از مين‌ها آرميده بود.
مين منور شعله‌ي زيادي دارد، به طوري‌كه كلاه آهني را ذوب مي‌كند. حرارتي كه در نزديكي آن نمي‌توان گرمايش را تحمل كرد. آثار سوختگي زيادي بر پيكر آن شهيد به وضوح ديده مي‌شد.
او نوجواني تخريبچي بود كه شب عمليات در هنگام زدن معبر و باز كردن راه، مين منور در مقابلش منفجر شده و لو به ناچار براي تأمين سلامت ديگر نيروها و پنهان نمودن زمان عمليات از سپاه شب بر روي مين خوابيده است تا شعله‌هاي آن منطقه را روشن نكند و نيروها بتوانند به عمليات ادامه دهند. به دنبال پلاكش گشتم اما پلاك نيز به علت شدت آتش ذوب شده بود.
   

 

 

منبع: كتاب تفحص