نزديك عمليات بود. به شوخي به ولي‌الله گفتم: «اگر وسط قايق به شهادت رسيدي، حال جابه‌جايي جنازه‌ات را نداريم آن را در آب مي‌اندازيم».
انتظار به پايان رسيد و عمليات والفجر 8 شروع شد. ولي‌الله آرپي‌جي زن گردان بود. براي شليك آرپي‌جي خود را به نزديك‌ترين مواضع دشمن رساند، اما آتش سهمگين دشمن او را از حركت بازداشت و در نبردي تن به تن انفجار نارنجك قامت رساي او را نقش بر زمين ساخت.
پيكر ولي‌الله آن‌جا ماند و من براي هميشه پشيمان از سخن خويش شدم. كاش آن روز اين سخن را نمي‌گفتم. پيكر ولي الله 12 سال بعد به دست فرزندانش رسيد و من در طول اين سال‌ها شرمنده‌ي آن‌ها بودم.
   

 

 

منبع: كتاب نوازشگران جان