پاسخ به:روزي جنگي بود 5
جمعه 8 بهمن 1389 1:42 PMماه قرمز
صداي عطرآگين اذان مغرب، از بلندگوي سنگر تبليغات به گوش ميرسيد. نيروها يكي پس از ديگري وضو گرفتند. هر از گاهي صداي انفجار سكوت دشت را ميشكست. منبع: كتاب فرشتگان نجات
بهمن قاسمي مسئول محور، آخرين نفري بود كه به سراغ تانكر آب رفت. شير آب را باز كرد. عكس ماه در آبهاي داخل دستش ميدرخشيد، اما صداي سوت خمپاره يكباره زمين را لرزاند. بهمن دوباره به آب داخل دستانش نگاه كرد. عكس ماه قرمز شده بود. آب را به صورتش پاشيد و به زمين افتاد...