گل پرپر

خيلي كم به خانه مي‌آمد. با ناراحتي گفتم: ما حق داريم، حداقل ماهي يك‌بار به ما سر بزن، سرش را پايين انداخت و آرام گفت: « چشم اما بذار فعلاً اون‌هايي كه فرزندانشان چشم به راهشان هستند بيشتر از مرخصي استفاده كنند و ما به جاي آن‌ها بيشتر در جبهه باشيم. نوبت به ما هم مي‌رسد، وقتي كه بچه‌ي ما دنيا آمد من هم زياد مرخصي مي‌آيم.... »
هنوز يك ماه مانده به تولد فرزندش آمد. همگي به استقبالش رفتيم و مردم شعار مي‌دادند:
اين گل پرپر از كجا آمده
از سفــــر كربـــبلا آمده
   

منبع: كتاب تاساحل سپيدسعادت  

راوي: همسرشهيدمقيمي