گردان يا زهرا (س)

هاشم روحيه‌ي خاصي داشت. در ميان آتش و دود كه هركس به دنبال جان پناهي مي‌گشت او قيچي و باند به دست به سراغ مجروحان مي‌رفت. با آغاز عمليات كربلاي 5 بي‌قرارتر شد. زخم‌هاي همه‌ي مجروحان گردان يازهرا (س) را يكي پس از ديگري بست.
با صداي ناله‌ي مجروحي سريع خود را به او رساند. در پناه دو الي سه گويي مشغول مداواي او شد كه خمپاره‌اي در نزديكي‌اش منفجر گشت و همه‌ي بدنش آسيب ديد.
با زحمت زياد روي زانو ايستاد، آرام لب به سخن گشود يا... زهرا (س). به يك‌باره پيكرش بر خاك افتاد و روحش به آسمان پر كشيد.
   

منبع: كتاب فرشتگان نجات