غسل جمعه

مي‌دانستم كه هر جمعه غسل مي‌كند، وقتي جنازه‌اش را در كاشان به خاك سپرديم، دايي به اشتباه سنگ قبر را روي قبر خالي كنار او گذاشت.
مدتي گذشت و يكي از بستگان دار فاني را وداع گفت. تصميم گرفتيم او را كنار برادرم به خاك بسپاريم، اما وقتي قبر را شكافتند، با پيكر او روبه‌رو شديم. حاج عباس منصوري گفت: «عطري از جنازه‌ي برادرت برخاست، مثل عطر گل محمدي (ع). هنوز قطرات آب غسلش در لابلاي محاسن نورانيش قابل رؤيت بود».
هيچ‌كس باور نداشت اما پيكر او حقيقت مجسم بود.
   

منبع: كتاب آن سوي پل