پاسخ به: روزي جنگي بود 3
جمعه 8 بهمن 1389 1:00 PMسليمان خاطر
شب عمليات بود. شروع كرد به خواندن: امشب شهادتنامهي/ امشب شهادتنامهي/ عشاق امضا ميشود. فردا ز خون عاشقان اين دشت دريا ميشود / امشب خاطر هم بيبابا ميشود./ منبع: سالنامه يادياران
درست نشنيدم، از دوستم پرسيدم كي ؟ گفت: «سليمان خاطر» با خنده پرسيدم: «اين قضيهي سليمان خاطر چي بود. حالا كه اين بنده خدا شب آخر ميگفت. دوستم گفت: «اسم پسرش را گذاشته سليمان خاطر».