سجده ‌اي به بلنداي ابديت

شب بود و دعاي كميل و عطر كلام مولي الموحدين (ع) .در تاريكي آسمان زير لب زمزمه مي‌كرديم «يارب ارحم ضعف بدني...» هركسي در گوشه‌اي از سنگر براي خود اشك مي‌ريخت كه يك‌باره آتش دشمن سنگر را متلاشي ساخت.
بعد از فرو نشستن گرد و خاك نگاهم به صابري افتاد كه هنوز در سجده بود. بي‌اختيار به سراغش رفتم. باورم نمي‌شد، سجده‌اي به بلنداي ابديت ايستاده مردن چه زيباست اما مطمئناً زيباتر در سجده شهيد شدن است. وقتي اين خبر را به پدرش دادم دستانش را به آسمان گرفت و گفت: «خدايا اين قرباني را از ما بپذير».
   

منبع: كتاب آتش و عشق