ستاره ي دهلاويه

چه روزهاي سختي است، روزهايي كه هر گوشه از اين كشور را به تعداد حزب‌هايش مي‌شناسند. يك نفر با ريش بلند و سر تاس و دكتراي فيزيك پلاسما، يك گوشه اين خاك منتظر است تا هلي‌كوپتر بيايد و زخمي‌هاي توي بيمارستان را به جايي ديگر منتقل كند، به جايي دور از گلوله‌هاي احزاب.
هلي‌كوپتر مي‌آيد و به ديوارهاي اطراف بيمارستان مي‌خورد و پره‌هايش مي‌چرخد و زخمي‌ها و كشته‌هاي اطرافش را تكه تكه مي‌كند و چمران فقط نگاه مي‌كند و پرستار فقط جيغ مي‌كشد...
   

منبع: مجله معبر 5