پاسخ به: روزي جنگي بود 3
جمعه 8 بهمن 1389 12:55 PMزيباترين لبخند
در عميلات كربلاي 5 به عنوان فيلمبردار به منطقه اعزام شده بودم. در حال فيلمبرداري چند رزمنده كه چهار گوش پتويي را گرفته و به طرفم ميآمدند را مشاهده كردم. جلو رفتم پيكر غرق به خون رزمندهاي را در ميان پتو ديدم كه تمام بدنش پارهپاره شده بود. منبع: ماهنامه ستارگان درخشان
تركش خمپاره تمام صورتش را خوني كرده بود. دندانهايش شكسته و لبانش نيز پاره و خونين! در همان حال نگاهي كوتاه به دوربين كرد و لبخند زيبايي زد؛ دستي تكان داد و اين آخرين لبخندش بود. كه ديگر به ظاهر نخنديد و تكاني نخورد و به ديدار معشوق شتافت.
از دوستان نامش را پرسيدم گفتند: «شهيد بهمن سعادتخواه از لنگرود است!»