رمز پرواز

صداي بي‌سيم بلند شد. او را مي‌خواست. گفتيم: «خوابيده... ». فرمانده عصباني شد. از پشت بي‌سيم داد زد. گفت: «حالا چه وقت خوابيدنه. بيدارش كنيد. زود باشيد.» گفتيم: « حاجي حواست كجاست، داريم مي‌گيم خوابيــــده! » بالآخره حاجي يادش افتاد. خوابيدن رمز پرواز بود. آهسته گفت: «انالله و انا اليه راجعون»
   

منبع: كتاب روزگاري جنگي بود