راديو نفت!

در آن روزهايي كه آبادان مانند نعل اسبي در محاصره‌ي دشمن بود، بر اثر بمباران‌هاي پي‌در‌پي دشمن، تمام سيم‌هاي ارتباطي مخابرات قطع شده بود. تنها راه ارتباطي ما راديو موجود در شركت نفت بود، اين راديو برد خوبي داشت. به طوري كه امواج راديو تا نقاط دور‌دست هم مي‌رفت.
من و تعدادي از بچه‌ها آن‌جا مانديم و با چنگ و دندان از آن راديو محافظت كرديم. با وجود آسيب‌هايي كه بر اثر بمباران دشمن بر راديو وارد مي‌شد، اما آن‌ها خيلي سريع آن را تعمير مي‌كردند. الحق كه خيلي زحمت كشيدند.
در آن روزهاي اول جنگ من و چند تن از دوستانم به زبان فارسي و شيخ عيسي به زبان عربي براي ديگران پيام مي‌‌فرستاديم و از همين راه از اخبار روزمره مطلع مي‌شديم.
در آن زمان علما و آقاياني كه براي ديدن آبادان مي‌آمدند از راديوي ما هم ديدن مي‌كردند و همان‌جا براي رزمندگان پيام مي‌فرستادند. اين راديو مانند يك باطري در شارژ كردن روحيه‌ي بچه‌ها خيلي مؤثر بود و باعث قوت قلب رزمندگان شده بود.
   

منبع: ماهنامه سبزسرخ   -  صفحه: 4