ذكر يا حسين (ع)

همراه مجيد بقايي فرمانده‌ي قواي كربلا، راوي دفتر سياسي و دو، سه نفر ديگر داشتند روي منطقه دوربين مي‌كشيدند. حسابي غرق كار بودند. گلوله‌ي توپ كه خورد زمين،‌ زمين و زمان در يك لحظه تيره و تار ‌شد. بالاي سرش كه رسيديم، ديديم بقايي و يكي دو نفر شهيد شده‌اند.
دويديم سمت حسن (باقري) كه دفعتاً بلند شد نشست. دستي به صورتش كشيد و ذكر گفت: «يا حسين (ع) يا حسين (ع)!» در آن دو ساعتي كه زنده بود، مدام ذكر يا حسين (ع) مي‌گفت. فكر نمي‌كردم ديگر صداي دلنشين بچه‌ي با صفاي مسجد لرزاده‌ي ميدان خراسان و مغز متفكر اطلاعات عمليات جنگ سپاه را نشنوم. لب‌هايش كه از ذكر باز ماند، ديدم شهيد شده.
   

منبع: سالنامه شيدايي