ديوار دود

بعضي مواقع عراقي‌ها تانك‌هايشان را هم آهنگ مي ‌كردند و در ده ثانيه بيش از پنجاه گلوله سمت نيروهاي ما شليك مي‌كردند. ديواري از دود مقابل جبهه‌ها درست مي‌كردند؛ طوري كه ديگر پشت جبهه را نمي‌ديديم.
حسين و محسن به ما گفتند شما آرپي‌جي نداريد، برويد كه كشته مي‌شويد. به زور ما را فرستادند عقب، يادم نيست خودشان آرپي‌جي داشتند يا نه.
   

 

منبع: كتاب ويرانه‌ هاي آباد؛روايت هويزه