دهان پر از گل

براي شروع عمليات كربلاي 4 به آبادان منتقل شديم و به عنوان غواص خط‌ شكن به خط دشمن زديم. وقتي وارد معبر شديم سعيد حميدي اصل را ديدم. باورم نمي‌شد هر دو پايش قطع شده بود و پيكرش در گوشه‌اي از معبر افتاده بود.
يك لحظه بغض گلويم را گرفت. دهانش پر از گل بود. وقتي بازگشتيم بچه‌ها گفتند وقتي سعيد پاهايش تركش خورد، براي اين‌كه صداي ناله‌اش بلند نشود و باعث لو رفتن معبر نشود،‌ دهان خود را پر از گل كرد. سعيد و برادرش علي در آن عمليات آسماني شدند.
   

 

منبع: كتاب سوره هاي ايثار